|
طايفه هايي از قوم ترکمن ( اوغوز هاي سابق ) که هزار و اندي سال پيش به هنگام زيستن در کناره هاي رود سيحون واقع در ماوراء النهر ( ورارود ) به دست اميران ساماني مسلمان شده بودند، ششصد سال بعد در محدوده اي جغرافيايي سکنا گزيدند که امروزه ترکمن صحرا خوانده مي شود. اين منطقه که در منتها اليه شرق مازندران و بخشي از شمال خراسان جاي دارد، ناحيه گسترده اي است محدود به مرزهاي ترکمنستان از شمال، شهرستان بجنورد از شرق، درياي مازندران از غرب، و رشته کوه هاي البرز از جنوب. امروزه در ترکمن صحرا تيره هاي مهمي چون « يموت »، « گوگلان » « نخوردلي » و « سالور » زندگي مي کنند که تيره هاي کم نفر « تکه »، « مورچه لي » و « أنه ولي » را نيز مي توان به آن ها اضافه کرد . از اين قوم در دائرة المعارف چيني قرن هشتم ميلادي تحت عنوان «Tokomong» و در قديمي ترين متن هاي اسلامي در قرن چهارم هجري قمري، تحت عنوان ترکمن نام برده شده است. .... جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید تار
تار در آثار نويسندگان و شاعران و فرهنگ نويسان معاني بيشمار و متفاوت بشرح زير است : صاحب برهان قاطع نوشته : (( تا)) مخفف تار طنبور است ، (( تار )) بر وزن مار ، تار موي ، تار ابريشم ، تار ساز و امثال آن )) صاحب فرهنگ آنندراج نوشته : (( تا مخفف تار است و تار ساز ، چون چنگ و طنبور و قانون و امثال آن .)) مغني ملولم نوايي بزن به يكتايي او ، دو تايي بزن ( حافظ ) رشته عشق چو بگسست ، فغان خاموش است تار تنبور چو ببريد صدايش ببرد ( قاسم مشهدي ) مي زن سه تا كه يكتا گشتيم مكن دوتايي يا پرده رهاوي يا پرده رهايي ( مولوي ) تار در ايران سابقه تاريخي چنداني ندارد و در هر يك از ديوان هاي شاعران متقدم لفظ تار به معناي يك ساز مستقل آنهم با ويژگي هاي امروزيش نيامده است.شاهد : چنگ و قانون جهان را تارهاست ناله هر تار در فرمان تو ( مولوي ) صائب هلاك زمزمه آتشين ماست هر كس كه ناخني به رگ تار ميزند ( صائب تبريزي ) زمانه ساز طرب مي زند چنانكه بگوش رسد ز زاويه عنكبوت نغمه تار ( قا آني ) تارهاي چنگ را ما نيم ما چونك در سازيم زير و بم زنيم ( مولوي ) ((آنچه مسلم است ما تا دوره صفويه سازي بنام و شكل تار امروزي نداشتيم زيرا در نقاشي هاي آن دو رده هم اثري از آن ديده نمي شود ، در صورتي كه در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان كمانچه و عود و سنتور را مي بينيم . در دوره قاجار تار يكي از اركان موسيقي ايراني شده است . ساز ديگري هم از نوع طنبور و سه تار در ايران داريم كه (( دو تار )) ناميده مي شود و در ميان تركمن هاي دشت گرگان نيز معمول است ، شايد بتوان در قفقاز كه نوعي از تار بسيار معمول است سابقه قديمي تري براي آن پيدا كرد. )) خالقي، روح الله- سرگذشت موسيقي ايران جلد اول (( سيم هاي تار اقتباس از سه تار است منتها براي اين كه صدا قوي تر شود سيم هاي اول و دوم ( زرد و سفيد ) را جفت بسته اند و پنج سيم پيدا كرده است و سيم ششم چنانكه معروف است بعدها به وسيله غلام حسين درويش خان از روي سه تار به آن اضافه شده است )) فوق الذكر (( تار سازي است از دسته آلات موسيقي سيمي مضرابي . از زمان قاجاريه به بعد جزء يكي از سازهاي ملي در آمده و با آن مي توان كليه نغمات متداول ايران را بخوبي اجرا نمود . از نظر معنوي به معناي تار موي ، تار ابرشم ، زه ، وتر ، رشته و به اصطلاح امروز سيم و امثال آن است . در ساز شناسي لفظ (( تار )) به معناي يك ساز مستقل است . اسامي اجزاي مختلف تار ازين قرار است : سيم گير ، كاسه ، نقاره ، دسته ، پوست ، خرك ، پرده ها ، شيطانك ، پنجه ، مضراب و سيم ها . تار داراي 6 سيم فلزي است : دو سيم اول و دوم سفيد و از نوع فولاد و (( دو )) كوك مي شوند و سيم سوم و چهارم زرد رنگ و از نوع برنج ( آلياژي از روي و مس ) است كه ضخامت آن اندكي ازسيم فولادي بيشتر و (( سل )) كوك مي شوند . سيم پنجم سفيد فولادي و سيم ششم زرد برنجي است كه نوع كوك آن در اجراي دستگاههاي موسيقي فرق مي كند . روي دسته تار دو استخوان كلفت و بزرگ قرار دارد كه از استخوان شتر و يا استخوان پشت ماهي است . در وسط اين استخوان چوب قرار دارد كه پرده ها روي آن بسته مي شوند . تار داراي 28 پرده است كه 15 پرده آن سه لايي و 13 پرده آن چهار لايي بسته شده است . جنس اين پرده ها از زه يا روده گوسفند است . طول تار معمولا 96 تا 93 سانتي متر است . طول سيم مرتعش يعني فاصله خرك تا شيطانك 66 سانتي متر است . مضراب تار يك قطعه فلز برنجي است كه يك طرف آن موم مخلوط با خاكستر و پشم يا كرك است . جعبه طنيني تار كاسه اي است مركب از دو قسمت كه بزرگتر را (( كاسه )) و كوچكتر را (( نقاره )) مي نامند و هر يك دهانه اي دارد به شكل گلابي كه نوك آن ها به طرف يكديگر است و روي دهانه ها پوست نازك بره كشيده شده است . جنس كاسه و نقاره معمولا از چوب درخت توت و چوب دسته را از (( فوفل )) يا (( گردو )) انتخاب شده است . سيم گير ( محل اتصال سيم ها به كاسه ) و شيطانك و خرك نيز معمولا از همين جنس بايد باشد . علينقي وزيري موسيقي دان معاصر ، با تغيير قطر سيم ها و پوست و امتداد دسته تار روي نقاره ، سه نوع تار ديگر ابداع نمودند و آن ها را تار (( باريتون )) تار معمولي ، تار باس و سپران نام نهادند . دامنه صوتي تار دو هنگام و پنج نت است ( از do2 تا sol4 ) و در تار جديد سه هنگام و يك نت وسعت دارد . )) شهميري ، امين – صداشناسي موسيقي . · دوتــار چـيــست؟ در مورد دوتار پيشروترين وسيله موسيقي مردم ترکمن، همچنين اين ساز در چه وقت و بر پايه چه معيارهائي بنيانگذاري شده است ميتوان گفت که هنوز از نظر علمي و تاريخي اطلّاعات دقيقي در دست نيست. اگر از پيشکسوتان موسيقي در باره اختراع دوتار سخني بميان آيد، آنها انگيزه اختراع دوتار را مربوط به روايت استربان " دول-دول" اسب خليفه چهارم عالم اسلام حضرت علي (ع) بنام بابا غامّار(بابا عمّار) را به ميان ميکشند. اينگونه از روايات از طرف شکور بخشي معروف و همچنين در رابطه با پلاتون(افلاطون) فيلسوف يونان قديم که در نوع ديگر از جانب و. آ. بيليايف در کتابي بتام "موسيقي ترکمن" آورده شده است. در ميان مردم نمونه هاي گوناگون از اينگونه روايات وجوددارد. آمّا در تمامي آنها به اين سؤال که " دوتار چگونه بوجود آمده است؟" با اين جواب که: "اين ساز از جانب خود خلق و با ابتکارات خود آنها بوجود آمده است." حقيقتي انکار ناپذيراست. آلات ساده دوتار که در آداب و رسوم خلقهاي آسياي ميانه وسيعاً مرسوم شده و بطور استوار جا افتاده است، وابسته بودن آن در فاکت به يقين ميتوان باور کرد که قدمت آن به دورانهاي بسيار قديم ميرسد. چراکه اطّلاعات علمي (چنانچه ناکافي به نظر ميرسد)، در باره بوجود آمدن دوتار يکي از رواياتيکه از جانب شاعر برجسته ترکمن بنام غايب نظر غائبي که در اواخر قرن هيجدهم ميلادي مي زيسته اند، بيان شده است. آن واقعه اي بود که در حضور امير بخارا اتفّاق افتاده است. غايب نظر غائبي براي نجات جان چند تن از شاعران و نوازندگاني را که به غضب امير بخارا گرفتار شده بودند، در حضور آن امير ابيات معروف ترکمني را که: ساز بيلن صحبتي يامان ديمانگيز، آدم- حـوّا دنيا گلـنده باردئر. ترجمه آن: چنان نشماريد گناه، ســاز و آواز را، بوده اند در خلق آدم و حوّا. سروده است که ريشه آن را ميتوان به فيلسوفان يونان قديم مثل افلاطون، فيثاغورث که در سالهاي 427-447 قبل از ميلاد ميزيسته اند دانست. همانطوريکه قبلاً ذکر کرديم غلم اتيمولوژي در مورد کلمه تازيخي دوتار هنوز به تحقيق نميتواند نظر قاطعي را بيان دارد. اگر اين مسئله را به اتيمولوژي خلق واگذار کنيم، در آن صورت معني کلمه دوار و در باره چگونگي پيدايش آن اساساً به دو نوع از ديگاه بسيار بهم نزديگ برخورد ميکنيم. جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید
دوستی با عنوان "آچـءـق یـول" پیام خوبی ارسال داشته اند که قابل تعمّق است. ملّت ترکمن یک تاریخ ۴-۵ هزار ساله دارد. مبداء تاریخ ما تا جائیکه به نوشتارهای سنگی می رسد مربوط به دوره بیلگه قاغان است که سنگ بیشته های اورحون ینئ سئ و ... سند ارزنده ای اشت که قدمت آن تا ۳۰۰۰ سال میرسد. قدر مسلّم آن است که در طول این تاریخ دراز این ملّت تمدّنهای زیادی را ایجاد و از خود بیادگار گذاشته است که تاریخ بر آن گواه است. موسیقی نو بهر حال پویاست و جاری. امّا حفظ موسیقی اصیل و بیادگار گذاشتن آن در ذهن نسل آینده این ملّت چیزی است که از نابودی آن جلوگیری میکند. در واقع حفظ ریشه ائی موسیقی ملّی تهیّه کردن آن بصورت نوشتاری و مضبوط می باشد که در اینصورت ماندگار می شود. بهرحال از نظرات ارزنده ای که ارسال داشته اید بسیار متشکّریم.
نظرات ارسالی آچئق یول سلام دوست عزیز خسته نباشی من مدتی در ترکیه زندگی کردم . بعد از مدتی متوجه شدم مردم ترکیه خیلی کم از قرص سر درد و یا قرص های اعصاب استفاده میکنند . سر کار هم به موسیقی گوش میدهند . به موسیقی هم خیلی علاقه دارند . خلاصه خیلی پی گیر این مسئله شدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم : مردمی که به موزیک های شاد گوش میکنند به همان اندازه هم روحیه شان شاد است . مردمی هم موسیقی غمگین گوش میکنند مثل : فارسها و ترکمنها به همان اندازه روح غمگین و در و داغون دارند. حالا شاید موسیقی ترکمنی با فارسی تفاوت بنیادی داشته باشد . اما اگر ترانه های فارسی را گوش کنید . میبینید که غم و ناراحتی از موسیقی اش به گوش میرسد و تشویق به ناامیدی میکند . البته مجموعه گفته های من به این معنا نیست که موسیقی سنتی را به کلی رها کنیم چون خود ترک ها هم موسیقی سنتی و اصیل دارند .که از معروفترین و معتبرتربن موسیقی های اصیل در جهان است . اما شما که فرد علاقه مندی به موسیقی ترکمنی هستید . دنبال مدرنیسم باش و سعی کن تحولی بنیادیی در موسیقی ترکمنی ایجاد کنی . استاد موسیقی حماسی کرمانچ در گفتگو با مهر :
سهراب محمدی استاد موسیقی حماسی کرمانچ ها در آشخانه بجنورد در گفتگوبا خبرنگارموسیقی مهر در مشهدضمن بیان این مطلب اظهار داشت : ساز دو تار در قدیم از موقعیت خوبی برخوردار بوده ولی با گذشت زمان می رود تا به فراموشی سپرده شود. جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید |
|
||||