تبليغاتX

ساز بیله صحبتی یامان دیمأنگیز،----- آدام اوغلی دنیأ گلنده باردئـر



دوتار
دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۶

گنجشک ها هم می گفتند حاج قربان بنواز!


استاد حاج قربان سلیمانی تابستان 1381 منزل استاد

آدرس دقیقی نداشتیم فقط می دانستیم باید به روستای علی آباد قوچان برویم.پرسان پرسان در یک روز گرم تابستان ( سال هزار و سیصد و هشتاد و یک ) سر ظهر به اتفاق صدف به خانه ی استاد حاج قربان سلیمانی رسیدیم.
تا با استاد روبرو شدم ذوق زده و بی اختیار با او دست دادم و خم شدم که دست استاد را ببوسم در لحظه متوجه شدم استاد وضو گرفته و دستانش تا آرنج خیس است از این گستاخی خودم پشیمان شدم و فقط نگین انگشتر عقیقی که دستش بود را بوسیدم.
ساعاتی بعد به خواهر استاد گفتم من نباید این کار را می کردم به نظرتان با عذر خواهی کار را خراب تر نمی کنم؟ خواهرش خندید و گفت نـــــــــــه نگران نباش دست داداش را خیلی ها می بوسند او عادت دارد و شماها را جای اولاد خود می داند.
با آنکه بی خبر رفته بودیم اما استقبال گرم استاد و خانواده اش مانع از آن می شد که معذب باشیم.


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 9:41 | بازگـشـت |
لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 0:35 | بازگـشـت |

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 11:3 | بازگـشـت |

ترکمن موزیک

پبش گفتار

از آنجائيکه بخش عمده ای از ترکمنان (آن گروه از طوايفی که جزو پتانسيال حکومت مرکزی  ترکمنان ايران بودند. ترکمنان حکّام ايران از قبيل غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آتابکان اقصاء نقاط دنيا و حکومتهای قره قويونلوی و آق قويونلوی تا اواخر قاجاريان ) در ادواری از تاريخ که در آسيای مرکزی سکونت داشته اند، در يک شرايط کوچ رو يعنی چهارواداری بسر برده اند، اين شکل از معيشت تأثير خودرا روی هنر موسيقی آنها نيز برجای گذاشته است.

هنر موسيقی در ميان اين خلق در نتيجه پروسه تکامل خود متناسب با اينگونه از شرايط معيشت کامل ميگردد. اينچنين شکل از روند معيشت اجتماعی را ساز نی هفت بند که مختص شرايط زندگی چوپانی، اختصاص يافتن دوتار در داربست چهارتارم آلاچئق با آن نوای ضعيف تارهای آن گواه بر اين عقيده ميباشد. در آن گروه از ترکمنهائيکه در يک مکان سکونت داشتند و از تمدّن شهری برخوردار بودند، اشکال مختلف آلات موسيقی از قبيل رباب، دف، چنگ، قره نی، سورنا ( زرنای"زورنی")، نی و ناغارا (نانّگارا يا لانّگرا) مورد استفاده قرار ميگرفته است و در بستر موسیقی مقامی – اوزانی روند رشد خودرا در دیگر نقاط جغرافیائی امپراتوری دول ترکمن و تلفیق با فرهنگهای غیر ترک اشکال نوینی را می یابد که ما امروز شاهد آن در فرهنگهای غیر ترکمنی هستیم. چنانچه در دوره حکمرانی سلطان اوزين حسن آق قويونلوی در برخوردها و جنگهائيکه با لشکريان حريفان اتفاق می افتاد، در بين دسته های سربازان گروهی نقره زن بودند. دريکی از اين جنگها، سلطان اوزين حسن پادشاه مقتدر ايران لشکريان خودرا بين فرزندان خود فوج-فوج تقسيم ميکرده است. اگر در بين آنها صدای نقره هرکدام روبه ضعيف شدن ميرفت، به مفهوم عقب نشينی لشکريان فوج مزبور را ميرساند. چنانکه در جنگ با يکی از دشمنان خود، صدای نقره فرزند برومند سلطان اوزين حسن بنام يعقوب چنان شديد می آمده که خبر از پيروزی قريب الوقوع آن را ميرسانده است. { والتر هينتس،.....}

بسته به شرايط محيط زندگی مردم گونه ای از آداب و رسوم موسيقی که مختص معرکه های وسيعتری می باشد، در بين ترکمنها مرسوم بوده است. در چنين شرايطی رقصهای ملّی ای چون رقص خنجر، کوشت دپدی، اوچ دپدی و شامان بجای آورده ميشده است. با اينگونه از آداب هنری حتّی بيماران روحی و روانی مورد معالجه قرار گرفته و روان درمانی ميشده اند. اين روش بعدها در شکلهای رقص خنجر و ذيکير( ذکر) با فرهنگ اسلامی عجين گشته و حتِّی در مواردی شکل اسلامی بخود گرفته است.

همچنانکه موسيقی تبيين کننده روح و روان اين خلق را تشکيل ميدهد، در عين حال طبيعت يعنی " يورد ترکمن" را که سرزمين آباء و اجدادی خود ميباشد، به تصوير ميکشاند. در چنين حالتی در ذهن ما آن گستردگی صحراهای وسيع ترکمن را در آواز نی و يا اينکه منظره باصفای داخل آلاچئقهای ترکمن را در نوای دوتار احساس ميکنيم. جائيکه جمع کثيری را در يک هوای آزاد صحرا در خود جای ميدهد، طبق عادت آواز نی عبارت ميشود از دوتا بخشی مقابل هم که جهت جلب هواس جمعی از حضّار صدای آواز نی را تا حدّالامکان بالا ميرسانند. امّا اگر در مورد ويژگی دوتار خواسته باشيم چيزی بيان شود، در آن صورت، دوتار آن غنای بخصوصی را که در شکل باطنی و خودمانی در خود جمع کرده است، بيانگر سطح زندگی آلاچئق ترکمنی را با تمام ويژگيهای خانوادگی خود مانند اعتقاد به حفظ آنها در مقابل قهر طبيعت مثل برف و طوفان که بطور همآهنگ از ديگر آلات موسيقی متفاوت ميگردد، وجود دارد.

پروفسور و. م. بليايف نيز در بيان ويژگيهای دوتار در آثار خود بدان اشاره ميکند. او چنين ميگويد: " تمامی علائم فرهنگی زيست اين مردم که در پی دامهای خود بطور پراکنده معيشت ميکنند، در موسيقی مردمی آن تجسّم شده است." در بين مردميکه در يک چنين شرايط طايفه-تيره ای بطور پراکنده زندگی ميکنند، مسلّماً سبکهای هنری بخشيگری نيز بطور متفاوت رشد کرده است. به عبارت ديگر بدليل عدم وجود وسائل ارتباط جمعی و قلّت رفت و آمدها در بين طايفه ها و تيره های ترکمن که در مسافتهای دور از همديگر مسکن داشته اند، در بين هر کدام از آنها روش دوتار نوازی در مسير تکامل پويای هنر موسيقی بطور مستقلّ از همديگر ويژگيها و اصولهای مخصوص به خود را کسب کرده است. همانطوريکه هر کدام از طايفه ها برای خودشان لهجه های ويژه ای دارند، در دوتارنوازی و اجرای آواز هم در هر يک از آنها اصول و روشهای ويژه خودشان را دارا می باشند. به اين پديده " سبکهای بخشيگری" گفته اند.

در اعصار گذشته مثلاً تا قبل از 90-100 سال قبل که مهمترين وسائل ترابری اسب و شتر يا حداقلّ الاغ بوده است، هنگاميکه بخشی يا نوازنده ای غريب از راههای دور بطور اتفّاقی بهم ميرسيدند، آنها از همديگر با اين سؤال : "شما نماينده کدام سبک موسيقی هستيد؟" يا اينکه "نام خليفه يا بخشی استاد تان چيست؟"، "او در خدمت کدام سبک موسيقی است؟". ... جهت آشنايی و باز کردن سر صحبت  این سؤالات را از همدیگر میکرده اند.  

در رابطه با دوتار روایت دیگر نیز از فارابی نقل میشود که " ... فارابی روزی در یکی از مجالس خلیفه بغداد با نوعی از آلت موسیقی که آنرا از روی دوتار ابداع کرده بود حضور می یابد و با آن مقامی از مقامات ترکمنی را می نوازد که همه مدعوینی که در مجلس حضور داشتند بخواب فرو میروند. فارابی دوتار را به دو نوع تقسیم بندی میکند که یکی دوتار خراسان نام دارد که همان دوتارهای کنونی ترکمنی است و دیگری دوتار بغداد می باشد که آنرا بدست خود در بغداد ابداع کرده است. ...

معرفی اثر " دوتارئنگ آوازی، خلقئمئنگ سازی ( آوای دوتار،  نوای خلقم )" :

Image and video hosting by TinyPic

این اثر از دو بخش " آوای دوتار، نوای خلق ام " از ع. احمداف و بخش دیگر آن با عنوان " آهنگسازان موسیقی مقامی" به نویسندگی آ. ساپاراف در سال 1983/م. از جانب انتشارات " ترکمنستان نشریاتی" در عشق آباد بچاپ رسیده و مجموعه پژوهشهای ع. احمداف و آ. ساپاراف می باشد که جهت طی دوره کاندیداتوری علوم ، آنرا ارائه نموده بودند. این کتاب در 5000 تیراژ طی سفارش شماره 13813 که در ایّام خود 25 کؤپیک ارزش داشت منتشر گردید. این کتاب در نوع خود از جمله فعّالّیتهائی بوده است که در آن سالها در جهت رشد موسیقی علمی ترکمنی به بازار عرضه گردید. ارزش و اطلاعات علمی بسیار خوبی برای پژوهشگران، جهت شناساندن قدمت موسیقی ملّی ترکمنی از خود بجای گذاشته بود که هنوز هم برای ترکمنان ایران ناشناخته بوده و صرف تحقیق و پژوهش در مورد آنرا طلب میکند.

فهرست کتاب

بخش اوّل این اثر با مقدمه ناشر شروع میشود و در حول و حوش موضوعات زیر تداوم می یابد:

  1. سرچشمه موسیقی از کجاست؟
  2. دوتار چیست؟
  3. در مورد کوک دوتار
  4. از زبان نوازندگان
  5. آواهائی که از پرده های دوتار تولید میشود.
  6. در مورد کوک دوتار
  7. در مورد باغشی، سازانده و دوتارچی
  8. سیری دردنیای مقامات موسیقی
  9. سبکهای مختلف هنر باغشیگری
  10. آداب و سلوک مرسوم در موسیقی کلاسیک ترکمنی
  11. کاربرد پرده های دوتار در خلاّقیّتهای آهنگسازان متخصّص ترکمن در حال حاضر
  12. علائم امپروویزبشن و تدوین برنامه در آثار کلاسیک موسیقی خلق ترکمنی
  13. محتوای موضوعی موسیقی ترکمنی
  14. روایاتهای گوناگون در مورد موسیقی
  15. آیا درک موسیقی مشکل است؟

 بخش دوّم آن اختصاص یافته است به موضوع " آهنگسازان مقامی" .   

این کتاب در حول و حوش این موضوعات اطلاعات ذیقیمتی به پژوهشگر میدهد که  در شناخت فرهنگ ملّی خود میتواند رهگشای تحقیقات او گردد.   

این اثر از سال 1990 در طول فعّالیّتهای پژوهشی اینجانب مورد توِجّه و بخش اوّل آن ترجمه و بعضاً مورد تلخیص قرار گرفت. البّته تا این مدّت امکانات چاپ آن بدلیل دوری از میهن برایم مقدور نشد. همچنین در روند تحقیات علمی در ادوار نامزدی علوم و دکتری مورد مأخذ قرار گرفت. ...

 ادامه مطلب در فایل پی دی اف

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 21:59 | بازگـشـت |

در دهکده کوچک ولی گلوبال امروز تکنولوژی و فناوریهای اطلاع رسانی تا بدانجا پیشرفته است که در یک ثانیه میتوان تا هرچند اطلاعات و اخبار را به دورترین نقاط دنیا رسانید. بشریّت امروز بنا به اقتضای جامعه آگاه بشری، در عین پیشرفت در تکنولوژی که نتیجه آن افزایش فرایند فکری می باشد، به تعهدات اجتماعی خود نیز آگاه است. در این راستا رسانه های گروهی بویژه اینترنت از جمله ابزاری هستند که در عرصه اطلاع رسانی و رشد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی  بکار گرفته میشود. در کاربرد این ابزار از اصول و قواعدی پیروی میشود که هرکس بنا به وظیفه اجتمای، فرهنگی و ملی خود پایبند بدان می باشد. یکی از اصولهای اولیّه آن پایبندی و پیروی از امانتداری در بهره برداری از اطلاعات ماخذی می باشد که در صورت کپی برداری یا درج  مطلبی یا موادی از اطلاعات در وبلاگ یا وبسایتهای خود مبادرت به درج منبع می نمایند. در پیروی از این اصول اولیّه در بعضی از سایتهای ترکمنی و اشخاص سودجو و غیر مسئول خواسته یا ناخواسته عدول میشود.

در مورخه بیست و دوّم آذر اینجانب گرداننده وبلاگ دوتار مطلبی با عنوان " محمد طا رحان ابن اوزلئق (ابو نصر فارابی) عارفی که دوتارنواز بود " با استناد و لینک به وبلاگهای " ترکمن مدیکال " و " کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت " به ضمیمه مقدمه و چندتا از تصاویر این عارف نامدار درج نموده بودم. این مطلب را سایت " انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد " از وبلاگ دوتار به سایت مذکور انتقال داده است. خوب، کار خوبی است، ولی با کمال تعجّب مشاهده نمودم که هیچگونه اشاره ای به وبلاگ "دوتار" نشده است!!! این عمل گردانندگان سایت مارا بیاد مثلی ترکمنی می اندازد که : " مرغ نازنین قدقدش را در خونه من میکند، تخم اش را در منزل همسایه می گذارد!". اگر نمی خواستید به منبعی بنام " دوتار" لینک بدهید یا اشاره کنید، پس چرا از منبع اصلی آن که " کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت" است، مستقیماً انتقال ندادید. اگر دوست داشتید با مقدمه چینی و عکس و تصاویر وبلاگ دوتار در سایتتان بگذارید، پس چرا وبلاگ دوتار را لینک ندادید!!!؟ این اعمال مشکوک و بی اعتنائی به ابتکارات دیگران چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ مگر اینکه این برداشت را بکنیم که حداکثر درک میراث داران فرهنگ ملی مان در عین تاراج، هرج و مرج در اطلاع رسانی، عدم احساس مسئولیّت در امانتداری می باشد. متاسّفانه این فرهنگ در حال حاضر در ایران دربین اقشار مردم روبه رشد است.  

مطلب دوّم، در معرفی اثر نویسنده ترکمن جناب آقای عبدالرحمن اونق بود که اینجانب آنرا با تغییراتی در متن معرفی کتاب که نسخه اصلی آن در سایت "سوره مهر" درج شده بود، می باشد. از آنجائیکه نگرش نویسنده سایت سوره مهر به تاریخ ترکمن همراه با تحریف و اشتباه محض بود، بنده آنرا با تلخیصاتی در وبلاگ "مقصد" درج نمودم. همچنین این مطالب را نیز گردانندگان سایت " انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد" بدون درج منبع انتقال به سایت، کپی برداری نموده اند و سایت " سوره مهر" را لینک داده اند. اگر خوانندگان محترم این دو متن را مقایسه کنند، متوجه تفاوت متن موجود در وبلاگ مـقـصـد  با متنی که در وبسایت "سوره مهر" درج شده است، میشوند. چرا گردانندگان سایت " انجمن فرهنگی شعر و ادب میراث گنبد" منبع برداشت کپی را که وبلاگ "مقصد" می باشد، اشاره ننموده اند!!؟؟ ...

مطلب سوم مربوط به سایت " ترکمنصحرا مدیا " می باشد. چنانکه همه میدانند کپی متن فایلهای پی دی اف را مستقیماً نمیتوان به بخش وورد ادیتر پاست نمود. از این جهت برای درج چنین منابعی یا آدرس پی دی اف آنرا مستقیما هایپرلینک نمود، یا اینکه بسته به حجم متن مورد نظر در فایل پی دی اف، باید بر روی وورد جداگانه ای تایپ کرد که این کار مستلزم نشستن و تایپ کردن متن پی دی اف می باشد که صرف وقت زیادی را باید باین مسئله مصروف نمود. یکی از این متنهای پی دی اف را که نویسنده آن از اهالی خوجه نفس میباشد، با عنوان " کافی نت شکّان" از: حوجه دردی کر  در سایت مربوط به نشریّه "صحرا" گذاشته شده بود و بنده آنرا تایپ نموده و به نقل از منبع اصلی آن که مربوط به "نشریه صحرا" می باشد، در وبلاگ خوجه نفس گذاشتم. متعاقب آن سایت " ترکمنصحرا مدیا" متنی را که در وبلاگ خوجه نفس درج شده بود، مستقیماً کپی برداری و به سایتشان انتقال میدهند. ولی متاسّفانه هیچگونه نامی یا لینکی از وبلاگ خوجه نفس برده نمیشود!!!؟؟ این در حالیست که نویسنده این متن خود از اهالی خوجه نفس میباشد. حال آنکه بنده آنرا همراه با لینک نشریّه صحرا ارائه نمودم. این عمل گردانندگان سایت ترکمنصحرا مدیا چه مفهومی میتواند داشته باشد!!؟؟ و ملتمان از این افراد چه انتظاری باید داشته باشند؟ در حالیکه ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده است!.

 اشتباه دیگر از جانب شخصی بنام قلجایی از گنبد در سایت " جمعیّت ترکمنان مقیم تهران" با عنوان(نسخه «Orginal» ....) «درباره دوتار» انجام گرفته است! یکی از کارهای بنده در وبلاگ دوتار گنجانیدن ترجمه و تلخیص کتابی از َع. احمداف و ع. ساپاراف با عنوان "دوتارئنگ اوازی، خلقئمئنگ سازی"می باشد که آنرا در سال 1990 - 92  در عشق آباد کار کرده بودم و از جمله منابعی می باشد که بنده آنرا در بخش موسیقی ترکمنی کار علمی ام در دوره نامزدی علوم مورد مأخذ قرار دادم. مطالب این کتاب که آماده چاپ می باشد، بصورت دنباله دار در وبلاگ " دوتار" گنجانیده میشود که نویسنده اصلی آن همان ع. احمداف می باشد. مطالبی که در مقاله "درباره دوتار" ارائه شده درست کپی مقدمه ای است که بنده آنرا در وبلاگ دوتار گذاشتم. و شخصی بنام قلجائی آنرا از نام خود به سایت "جمعیّت ترکمنان مقیم تهران" میدهد و گردانندگان این سایت هم بدون تحقیق در این باره آن مقاله را با نام قلجائی ارائه میدهند!!! یا جلُ الخالق!. ... 

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 20:12 | بازگـشـت |

موسیقی شناس روسی که در مورد موسیقی ترکمنی تحقیق کرده است، بنام و. بلیایف می باشد. او در پژوهشهای علمی خود چنین میگوید: " آثار موسیقی ترکمنی هم از نظر موضوعات و هم از نظر آهنگ در محدوده کوینتای خالص و کم حجم بودن آن پیدایش و قدمت موسیقی ترکمنی را گواهی میدهد. در عین حال کامپازیستسیای ترکمنی همچنانکه از فورماتیک بودن آن هم معلوم میگردد، با مدولاتسیای پیچیده خود از وجود یک فرهنگ و مدنیّت عالی خبر میدهد. این دو عبارتی را که به موسیقی ترکمنی ویژگی خاصّی می بخشد عجین کنیم، در آن صورت ما به وجود یک فرهنگ و مدنیّت پیشرفته ای در رابطه با موسیقی ترکمنی پی می بریم.".

این فاکتها قدمت خاص موسیقی دوتار را بالاخصّ بیان میدارد. اگر چنین است در آنصورت بدون تحقیق و بررسی تاریخ ملّت ترکمن، خاستگاه و پیدایش موسیقی دوتار را که در ماوراء صفحات درخشان تاریخ ترکمن و غیر ترکمن پنهان شده است، اصولاً ممکن می نماید. امّا در این مورد دقّت یک مسئله اهمّیّت خاصّی می یابد، آنهم این است که یعنی در گذشته نیاکان ما ب نت نویسی اصولاً بیگانه بوده اند. در چنین شرایطی اگر حدّاقّل خدمات حدود 50 نفر از نوازندگان و باغشیها را در نظر بگیریم، خدمات بیحدّی است. تعداد زیادی از ثروت بیکران و ذیقیمت موسیقی ملّی ترکمن را از گذشتهای دور و این همه از آوازها و مقامات خلقی موسیقی تنها با کوشش و تقلاّی همان باغشیها و نوازندگان امروز بدست ما رسیده است.


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 5:19 | بازگـشـت |

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 6:41 | بازگـشـت |

سرود ملّي - فرهنگي عکس متحرّک و جالب

رقصهای ترکی
Oyun hawalary – اویون راقصلاری
افسانه ی مــوسـیقـی 

رقص فلک

رقص هندی
I love you