تبليغاتX

ساز بیله صحبتی یامان دیمأنگیز،----- آدام اوغلی دنیأ گلنده باردئـر



دوتار

image

محمدگلدی گلدی‌نژاد معروف به «اوغلان بخشی»

محمدگلدی گلدی‌نژاد معروف به «اوغلان بخشی»، چند روز پیش در جشنواره موسیقی محلی که در پراگ، پایتخت جمهوری چک برگزار شد در میان نوازندگان و خوانندگان نوجوان سراسر دنیا مقام اول را کسب کرد.

image

مینو صابر - ژرنالیست

محمدگلدی گلدی نژاد به‌اتفاق پدرش عبدالغفار گلدی‌نژاد پس از اختتام جشنواره از جمهوری چک به تهران آمده بودند و عازم گنبدکاووس بودند، در این فاصله فرصتی دست داد تا با او به گفت‌وگو بنشینم.

تا کنون بارها در جشنواره‌های مختلف رتبه اول را کسب کرده است. از جمله سال ۱۳۸۳ در جشنواره دفاع مقدس که در شیراز برگزار شد، در سن ۱۱ سالگی رتبه اول خوانندگی را کسب کرد، در دی‌ماه همان سال در ششمین جشنواره موسیقی نواحی ایران که در کرمان برگزار شد، علاوه بر رتبه اول خوانندگی، نماد معنوی جشنواره را از آن خود کرد.

می‌خواهم موسیقی ترکمن را به جهان بشناسانم»

مینو صابری - رادیو زمانه

اولین‌بار که او را دیدم، شش سال پیش بود. در ترکمن‌صحرا زیر یک آلاچیق، به‌همراه دخترم در جمع ترکمن‌ها نشسته بودیم. آن موقع «محمدگلدی گلدی‌نژاد» کودک بود اما پا به پای پدرش «استاد عبدالغفار گلدی‌نژاد» و «مجید تکه» استاد برجسته موسیقی ترکمن دوتار می‌نواخت و می‌خواند.

استاد" مجید تکه "حکایتی را تعریف می‌کرد و می نواخت:
«شبی مردجوان ترکمنی به آلاچیق دوست‌اش می‌رود، میزبان از مهمان‌اش می‌خواهد که برای‌شان دوتار بنوازد و مهمان شروع به نواختن می‌کند، زن صاحب‌خانه در کنار آتش نشسته و محو شنیدن می‌شود، تکه ذغال گداخته‌ای، روی دامن‌اش می‌افتد، زن جوان که نام‌اش "بیکه " بوده چنان محو شنیدن موسیقی می‌شود که لباس او گر می‌گیرد و او همچنان غرق در نوای موسیقی.

نوازنده جوان که تا آن لحظه نامی برای آهنگ انتخاب نکرده بوده نام قطعه را می گذارد، بیکه حالان».

محمدگلدی گلدی‌نژاد معروف به «اوغلان بخشی»، چند روز پیش در جشنواره موسیقی محلی که در پراگ، پایتخت جمهوری چک برگزار شد در میان نوازندگان و خوانندگان نوجوان سراسر دنیا مقام اول را کسب کرد.
او تا کنون بارها در جشنواره‌های مختلف رتبه اول را کسب کرده است. از جمله سال ۱۳۸۳ در جشنواره دفاع مقدس که در شیراز برگزار شد، در سن ۱۱ سالگی رتبه اول خوانندگی را کسب کرد، در دی‌ماه همان سال در ششمین جشنواره موسیقی نواحی ایران که در کرمان برگزار شد، علاوه بر رتبه اول خوانندگی، نماد معنوی جشنواره را از آن خود کرد.

محمدگلدی گلدی نژاد به‌اتفاق پدرش عبدالغفار گلدی‌نژاد پس از اختتام جشنواره از جمهوری چک به تهران آمده بودند و عازم گنبدکاووس بودند، در این فاصله فرصتی دست داد تا با او به گفت‌وگو بنشینم.

**********

متولد سال ۱۳۷۲ هستم. از شش سالگی نواختن دوتار را شروع کردم، استادان من پدرم «عبدالغفار گلدی‌نژاد» و استادان دیگر ترکمنستان، استاد «آق‌مراد چاری‌اف» و استاد «آناسید آنامراداف» هستند.

در خوانندگی سبک استاد مرحوم «سخی جبّارُف» و در نوازندگی سبک استاد مرحوم «مَلی تاچ مرادُف» کار می‌کنم که در موسیقی ترکمن سبک‌های بسیار مشکلی است. در سن ۹ سالگی اساتید موسیقی ترکمن به من لقب «اوغلان بخشی» را دادند. اوغلان بخشی یعنی کودکی که در سن پایین به مقام استادی رسیده باشد.

در باره موفقیت‌تان در فستیوال موسیقی فولک پراگ بگویید.

این فستیوال متعلق به خوانندگان و نوازندگان نوجوان جهان بود که در پراگ برگزار شد. ما اول از سوی شورای رهبری موسیقی انتخاب شدیم و سپس آن‌ها ما را به جشنواره معرفی کردند.

منظورتان از «ما» چه کسانی هستند؟

من و پدرم. پدرم عبدالغفار گلدی‌نژاد در این جشنواره من را همراهی کردند.

چند شب اجرا داشتید؟

از ۷ اکتبر تا ۱۴ اکتبر ۳ شب اجرا داشتیم. از شش هزار نفر شرکت کننده جهان (خواننده و نوازنده نوجوان) فقط ۶۰ نفر را انتخاب کردند که از آسیا فقط من بودم.

در این جشنواره شما چه مقام‌هایی را نواختید؟

چون فقط به ما ۷ دقیقه وقت داده بودند ما قطعات را بر آن اساس انتخاب کردیم و قطعاتی را نواختیم که سرعتش زیاد و از تکنیک خیلی بالایی برخوردار باشد. دو قطعه در این فستیوال اجرا کردیم که اولین قطعه با کلام بود به نام «زیبا گزل» یعنی زیبا نگار و قطعه دوم بی کلام بود با نام داغلارابر یعنی به نظاره کوه‌ها برو. ...


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 18:17 | بازگـشـت |
 نويسنده: مسعود"علي" بشارتی از امچلي

هویت به معنی حس تعلق به یک سرزمین، قوم و قبیله است که قصور در حفظ آن، تغییرات و دگرگونی های بنیادی فرهنگی را که نه از دل تمدن آن ملت بلکه از تمدن های بیگانه به فرهنگ ما رسوخ می کند را بدنبال دارد. همچون درختی که از دیاری به دیار دیگر برده می شود و با شرایط سرزمین دیگر رشد می کند تا بتواند به ثمر بنشیند. موسیقی اصیل با بلندی قله های آن، اندازه و مورد قضاوت قرار نمی گیرد بلکه بلندی آن منوط به ارزش و اعتباری است که جامعه ارزانی می دارد. گرچه در دوره ای کوتاه بعنوان یکی از مظاهر ترقی، تحمل، تحمیل موسیقی ها و آهنگ موسیقی های سنتی را به کندی نواخت اما دیری نپایید که یار به دیارش بازگشت. درخشش شاعران، خوانندگان و نوازندگان اصیل صحرا و گسترش دایره هنر هنرمندانی که راز رسالت در آنان تجلی پیدا کرده و مبین این امر می باشد که در دامنه وسیعی نیز جریان یافته و بار سنگین گنجینه های گرانمایه صحرا را که فقط و فقط روی دوش هنرمندان سنگینی می کرد و همچون شمعی سوخته و در دل دیگران روشنایی بوجود می آورند تا در جهت حفظ آداب و رسوم خاص خود نقش بسزایی داشته باشند. امروزه یقین حاصل شد که در مرکز این کهکشان عظیم ادبیات، هنرمندان قرار دارند که آنان نیز عظیم اند. عظمت تا این اندازه که با سحر جادویشان حس تحسین را در دل هر کسی ایجاد و چنان آتشی بر دلها افروختند که دامنه اش ناپیداست . در جشن عروسی عرازدردی خوجه رهگذری آذری زبان از خطه اردبیل شیفتگی خود را به موسیقی در حال اجرا با ابراز احساسات شدید خود بیان کرد و همینطور حیرت عابر از این جهت بود که چون عمل هر کدام از نوازندگان در پیرامون عمل یک مجموعه کامل می شد و این مجموعه به سرپرستی دکتر مجید تکه که عمرش را وقف موسیقی صحرا نموده آنچنان موزون و هماهنگ که هر فرد در حکم یکی از چرخ دنده های دستگاه ساعت را داشت، دیگر سخن از برجستگی فردی و تندتر یا بهتر کارکردن نبود چون وظیفه هر فرد مستلزم آن بود که در جای خود مانند اجزای مختلف یک دستگاه دقیق تنها کار مربوط به خود را با هماهنگی تمام با گروه انجام می دادند و این از حیرت انگیزترین جنبه موسیقی ماست که موسیقی اصیل ترکمنی را از سایر موسیقی های دنیا متمایز می ساخت. و احساسات نامنظم نگارنده نیز بر این اساس به رشته نظم در آمد تا ذره ای از احساساتم را ابراز کرده باشم. در این عروسی همایش گونه این تحسین و تجلیل از هنرمندان، گویای این مدعاست که گذر زمان همچون آئینه عبرت درسهای بس ارزنده ای را به ما می آموزد که استقبال امروز نتیجه تلاش صادقانه دیروز می باشد که صداقت همیشه حرف اول را می زند. در جشن عروسی فرزند ارشدش کاکاجان، به گنجینه تجارب یکی دیگر از هنرمندان صحرا دست یافتم ، گنجینه گرانقدر او(عراز دوردی خوجه) حاصل یک عمر تلاش صادقانه وی می باشد. در دایره شغل گویندگی اش اگر چه درد دل مردم را نه حرف دل دیگران را بر زبان می راند و به هر جهتی که رانده شود خودش راننده خویش بود. نیک اندیشی و نیک خواهی اش الگویی مناسب برای دیگران بود. و کارنامه درخشانش ، عملکرد وی را بر حسب قوانین یک فکر آگاهانه تعیین و تقدیر می کند.

منبع:اولکأمیز
لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 2:35 | بازگـشـت |

سرود ملّي - فرهنگي عکس متحرّک و جالب

رقصهای ترکی
Oyun hawalary – اویون راقصلاری
افسانه ی مــوسـیقـی 

رقص فلک

رقص هندی
I love you