تبليغاتX

ساز بیله صحبتی یامان دیمأنگیز،----- آدام اوغلی دنیأ گلنده باردئـر



دوتار

بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید ,  برگهای سبز بید

عطر نرگس ,  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست 

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار 

نوروزتان مبارك

ایام به کامتان  و سلامتیتان برقرار باد
  نوروزتان مبارکباد

كلوب تركمن های مقیم تهرون ( سال نو مبارك )

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 8:58 | بازگـشـت |

Hojanepes


... وی در دوران دبیرستان با خان گلدی اونق همکلاس می شود. در نشستهای دوستانه ای که داشتند، خان گلدی با آکاردئون ساز می زد و جلال نیز به دقت به حرکات دست های وی نگاه می کرد. بدینگونه به آکاردئون علاقمند می شود و با تلاش وافر و راهنمائی های خان گلدی اونق توانست در مدت زمان کوتاهی آکاردئون را بنوازد. جلال خود می گوید: استادم در موسیقی خان گلدی ست و بعدها از یوسف دیبائی الگو گرفتم.

... وی از استادان بنام همچونِ زنده یاد خدر گلدیخانی، توانا، آنا کاکا، جمالی، وردی یار، طواق ندیمی، یعقوب گارمانچی، یوسف و احمد دیبائی و خان گلدی اونق به نیکی یاد می کند و از تلاش آنها در جهت بالابردن روحیه شادی و انبساط خاطر و آرامش جامعه سخن می گوید. ...

 مصاحبه استاد جلال سوقی با لطيف ايزدي خبرنگار هفته نامه "صحرا"

 آق قلا دیار شعر و هنر است. شاعران و هنرمندانی که با آثار خود شور و نشاط و طراوت را در جامعه دمیده اند و نقش برجسته ای در احیای فرهنگ و هنر موسیقی ترکمن دارند. یکی از این هنرمندان قدیمی شهرمان، جلال سوقی است.

در یکی از روزهای جمعه بهمن ماه ۱۳۸۷ به همراه دوستم عثمان اکرامی (مسئول سايت اولكأميز) در سالن غذاخوری سنتی جلال سوقی با وی به گفتگو می نشینیم.

مصاحبه ما با ساز آغاز می شود و با ساز و آواز به پایان میرسد. به این امید که بتوانیم هنرمندان خودرا قدر بداریم و ارج بنهيم. چرا که هنرمندان هرجامعه انسانهای شریف و با ارزشی هستند که بر پویائی و بالندگی و طراوت جوامع تأثیر مثبت و بسزائی می گذارند. همانگونه که گفته اند (هنر برتر از گوهر آمد پدید!).

جلال سوقی در یکی از روزهای سال ۱۳۳۸ شمسی در آق قلا چشم به جهان می گشاید. در سن ده سالگی پدرش تایماز ملا را از دست می دهد و درد یتیمی را می چشد و با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کند. آن روزها برایش سخت و طاقت فرسا می گذرد. یکسال پس از فوت پدر توسط دوستان برادرش لطیف سوقی به رادیو گرگان راه می یابد و مجری برنامه کودک (چاغالار برنامه سی) می شود. وی در این دوران استعداد والای هنری خودرا به ظهور می رساند.

دو سال در رادیو کار می کند. آن زمان رادیو مخاطبان بسیاری داشت و نقش عمده ای در رشد و اعتلای فرهنگ و ادبیات و هنر جامعه ایفا میکرد. 

وی مهارت لازم را در دوران مدرسه پیدا می کند. بعداز اخذ دیپلم مدرسه را رها می کند و در سال ۱۳۵۳  برای اولین بار به همراه زنده یاد حاجی سوقی در مجالس عروسی ترکمن صحرا به اجرای موسیقی با دف و آکاردئون می پردازد. جلال سپس به خوانندگی روی می آورد. از جمله اولین آثار او اجرای ۱۵ ترانه بصورت کاست در سال ۵۸ است که مورد استقبال شدید دوستداران موسیقی قرار می گیرد و تقریبا در اکثر مناطق ترکمنصحرا کاست وی توزیع می گردد.

جلال با علاقه شدیدی که به موسیقی سنتی داشت و با الگو گرفتن از خوانندگان بزرگی چون سخی جبار ، آنابردی آتدان، ... ترانه های سنتی را با آکاردئون اجرا می کرد که در نوع خود برای مشتاقان موسیقی بسیار جذاب بود. 

  وی بیش از سیصد ترانه ترکمنی را می نوازد و می خواند. ترانه های مختلفی چون اخلاقی، اجتماعی، عرفانی، دارند. ...

در سال ۶۲ - ۶۳ با حمایت شورای شهر مخصوصا وهاب یلمه و شهردار وقت (بابا آل هؤوز) مدیریت اجرای موسیقی را در سطح آق قلا بر عهده می گیرد و کلاسهای آموزش دوتار را با استفاده از استادان به مدت دو سال برگزار می کند که نواختن دوتار را به سی نفر از هنرجویان منطقه تعلیم می دهد.

به گفته خودش نام وی در کتاب ترکمن های جهان در قسمت هنر به عنوان یشکسوت و اولین آکاردئونیست استراده آق قلا به ثبت رسیده است که این را افتخاری بزرگ می داند.

جلال سوقی ترانه های ترکمن را به انواع زیر تقسیم میکند:

اول ترانه هائی که عاشقانه نامیده می شوند و منظور ترانه هائی که از عشق به زیبائی ها و طبیعت و عشق به خدا و اعضای خانواده و دوستان خوب است. در این نوع ترانه ها گاهی از دوری و هجران دوستان نیز صحبت می شود.

دوم  ترانه های اخلاقی و عرفانی که انسانها را به اخلاق و رفتار نیک دعوت می کند و بدی ها را دور می دارد.

سوم ترانه های مربوط به آئین سنتی که از زمانهای بسیار قدیم مانده و سینه به سینه نقل شده و تا به امروز رسیده است. مثل لاله ها، هودی ها، اوچ دپدی ها و امثالهم.

چهارم ترانه های کودکانه که در وصف ویژگی ها و حالات کودکان می باشد.

  جلال سوقی دنیای موسیقی را دنیائی شیرین و بسیار عجیب و جذاب می داند که قابل وصف نیستند. معدود نوازندگان و هنرمندانی هستند که وارد دنیای واقعی موسیقی می شوند. وی دوتار و کمانچه را یکی از متعالی ترین آلات موسیقی می داند. جلال می گوید: "زندگی با موسیقی شیرین است ما ناخودآگاه با موسیقی سر و کار داریم، موسیقی برگرفته شده از طبیعت است.".  وی در پایان سخنانش می گوید: "مسئولین هنرمندان را دریابند و آنها را حمایت کنند!".

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در جمعه نهم اسفند 1387 و ساعت 20:29 | بازگـشـت |

گچمیش لری ودورمشدا
نویسنده وتهیه کننده
: دلنواز

منبع: اولکأمــیـــز - آق قلا
موسیقی ترکمن وترکمن صحرای ایران نیز گذشته وحال دارد.
بقول پیش کسوت آق قلایی "جلال سوقی " که به من گفت : هیچگاه ما اکاردیون نوازها وخواننده های ارگ جاز را همپایه موسیقی اصیل ترکمن که با دوتار اجرا میشود قرار نده و با تواضع تمام بیان کرد که ما حتی خاک پای خلیفه بخشی ها "قزاق پنق " "نظرلی محجوبی " و دردی طریک نمی شویم.
باز با این حال بنده معتقدم که موسیقی اکاردیون و ارگ جاز نیز برای جوانان ما جذاب است.
حتی عکسهایی قدیمی هستند ( سالهای 1354 و 1356) که در شب عروسی جوانان بندر ترکمن با اکاردیون وتنبک ودایره مجلس ها را شاد وپربار می گذراندند.

نوازنده اکاردیون "اونق "و گوال زن" تاتارنژاد"

در ان زمان هنرمندان ترکمن اکاردیون نواز با مراوده با هنرمندان ترک بندر وگنبد آهنگ های اذری را هم بسیار در مجالس عروسی اجرا می کردند نمونه بارز آن رینگهای رقص علیزاده بود.
در سالهای بعد انقلاب، اکاردیون [وسیله ای که با دمیدن باد توسط حرکت دست چپ و نواختن کیبوردهای دست راست انجام می شد و غیر برقی بود بهمراه گوال ودایره دستی] کم کم جای خود را به دستگاه ارگ الکترونیکی داد که مانور روی آهنگ های ترکمنی را سهل تر و زیباتر می کرد. و همچنین تلویزیون عشق آباد نیز که تازه استقلال یافته بود با کنسرتهای موسیقی استاد هنرمندانی چون انه بردی آتدانف - آتابای چارقلی ف - آقیش صاپارف و کریم قربان عالیف سبب شدند تا خوانندگان ترکمن صحرا نیز قوی تر شوند و هم شنوندگان در عروسیها با اشتیاق بیشتری گوش فرا می دادند.

(عکسها از paianame)

طوری که نگارنده خود خاطره ای که از ان سالها دارم کودکی دبستانی بودم و وقتی به عروسی نسبت مان در امچلی رفته بودم
از بس در دور و اطراف اکاردیون عروسی جا نبود و من و همسن و سالهایم میخواستیم از نزدیک هنرنمایی هنرمندان ان شب را ببینیم که اخر در زیر طبلهای جاز کامل جا گرفتیم و گرچه نزدیک گوشمان جازیست با چوب خود بر طبلها می کوبید ولی احساس خوبی به ما و بچه ها دست میداد.
ولی امروزه با ایجاد شدن سرگرمیهای مفید و غیرمفید دور و بر هنرمندان خالیست. مراسم ان سالها در جاهایی اجرا میشد، که ایفون زدن و از در و دیوار خبری نبود خلاصه همه دعوت بودند. هنوز هم در گوشم هست آواز زیبای "گل اننام" حکیم عاشور محمدی که در سالهای 61-60 در آق قلا اجرا میکرد:

گل اندام گل اندام همه دردمه درمان
گل اندام گل اندام باشیم یولینگا قوربان

گل اندام گل اندام من سنی سوییان گل اندام
آینه باقیب قارایانگ قارا ساچینگ دارایانگ ...
در موقع خواندن اینا باقیب ... حکیم با ظرافت دستهایش را به علامت گرفتن اینه وشانه زدن حرکت می داد
.

ادامه دارد....

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 5:31 | بازگـشـت |

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 1:29 | بازگـشـت |

سرود ملّي - فرهنگي عکس متحرّک و جالب

رقصهای ترکی
Oyun hawalary – اویون راقصلاری
افسانه ی مــوسـیقـی 

رقص فلک

رقص هندی
I love you