تبليغاتX

ساز بیله صحبتی یامان دیمأنگیز،----- آدام اوغلی دنیأ گلنده باردئـر



دوتار
رقص در آرزوی آزادی - پانته‌آ بهرامی

سحر دهقان، هنرمند ایرانی مقیم فرانسه است که در هشت‌سالگی ایران را ترک کرده است. او در جریان تظاهرات ایرانیان در نیویورک، دو برنامه رقص داشت که یکی در فضای آزاد و دیگری در سالن اجرا شد. این دو برنامه بر روی دو قطعه موسیقی «هوای گریه» اثر همایون شجریان و «جامه‌داران» اثر حسین علیزاده اجرا شدند. با او درباره این دو برنامه و فعالیت‌های هنری‌اش گفت و گو کرده‌ام. سحر دهقان درباره رقصی که در فضای باز اجرا کرد، می‌گوید:

Download it Here!

زیر چادر سیاه داشتم می‌جنگیدم و واقعاً احساس خفقان داشتم. هر بار هم این موزیک را می‌شنوم، این حالت را به عنوان یک زن ایرانی دارم. ه رچند دیگر در ایران زندگی نمی‌کنم، اما دلم به مردم ایران به خصوص به زنان و بیش از همه به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ زنان جوان وصل است.

می‌دانم برای این زنان خیلی سخت است که مجبورند حجاب سرشان کنند و کلاً این‌که مجبورمان کنند دنبال نوعی فناتیسم برویم. برای من دردناک‌ترین حالت است. هر کشوری، هر فرهنگی، چنین چیزی داشته باشد، من می‌‌خواهم منفجر شوم؛ هر نوع چادری را از سرم بردارم، توی هوا بیندازم که فریاد آزادی را بکشم و این که احتیاج به فضا داریم؛ احتیاج به آزادی داریم.

raqs

مفهوم این رقص همین بود. اول زیر چادر می‌جنگیدم؛ بعد یک‌هو مشت زدم بیرون؛ این پارچه را پاره کردم و توی هوا انداختم.

حدود چهار پنج سال است که بیشتر کارهای سیاسی اجرا می‌کنم. تمام کارهایمان هم حامل پیامی است؛ یا دردی را بازگو می‌کند یا برای آزادی است یا به فناتیسم و حقوق زنان ربط پیدا می‌کند.

روز شنبه، اجرایی دارم که روی یکی از شعرهای فروغ فرخزاد - آیه‌های زمینی - طراحی شده است. جوانی معترض و عاصی که حتی خونین است، روی صحنه می‌آید. یا کتکش زده‌اند یا به او تجاوز شده است و دردی دارد که دیگر دارد منفجر می‌شود. روی این رقص، دکلمه‌ی آیه‌های زمینی با صدای سوزی ضیایی و موزیک خواننده‌ی اپرای لبنانی خواهد آمد....


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 1:53 | بازگـشـت |


"باغشی ها" که از آنان به عنوان نوازندگان موسیقی و خوانندگان ترانه های ترکمن یاد می شود، سینه ‌شان مالامال از عشق و گنجینه داستانهای حماسی و عاشقانه و اساس هنر و فرهنگ ترکمن است، اما همانند سازشان در گذر زمان رنج کشیده اند و از یاد رفته اند. ... [ ادامه مطلب ]

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 18:44 | بازگـشـت |

پیانیست


از آثار سنفوني ماندگار و معروف وي عبارتند از: «تركمنستان»، «يادگاري براي قهرمانان جنگ بزرگ ميهني»، «دونالار»، «سرود اوكتابر» و غيره. آهنگ‌هاي جديد وي براي موسيقي شامل: «باغ دوستي»، «آواز دوتار» ، «براي تو»، «پرليو ديبالار»، «بالادا»، همچنين آهنگ‌‌ها و ترانه‌هايي برگرفته از اشعار مختومقلي، ملا نفس، كمينه، پارس آهنگ‌لري( آهنگ‌هاي فارسي) و چندين اثر ديگر مي‌باشد. وي در طول زندگي خود ده‌ها اثر خوب و ماندگار در رشته‌هاي مختلف موسيقي ساخت و به‌علاقمندان اين هنر تقديم كرد.

سایت دانشجویان ترکمن

نوري حال محمدف، از بزرگان و استادان مشهور و جهاني موسيقي تركمنستان و شوروي سابق محسوب مي‌شود. به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاع رساني دانشجويان و دانش آموختگان تركمن ايران، وي در سال 24/2/1940 ميلادي در شهر « بحردن» تركمنستان متولد شد و در سال 4/8/1983 ميلادي در عشق آباد( پايتخت تركمنستان) وفات يافت.
اين عالم موسيقي تركمن، تحصيلات خود را در رشته موسيقي ادامه داد و در سال 1958 تحصيلات خود را در هنرستان موسيقي دولتي تركمنستان به‌پايان رسانيد و سپس براي ادامه تحصيلات عالي، عازم مسكو شد و وارد دانشگاه موسيقي چايكوفسكي شد و در سال 1963 دانشگاه دولتي كنسرواتوري را به‌پايان رسانيد. اين استاد بزرگ موسيقي، در طول سال‌هاي زندگي و كاري خود، آثار متعدد هنري را در رشته‌هاي موسيقي خلق نمود و با جديت و تلاش‌هاي چندين ساله خود توانست با تشكيل گروه‌هاي اركستر سنفونيك و آموزش دادن جوانان، در پيشرفت موسيقي سنتي و ملي تركمنستان گام‌هاي مهمي بردارد و نامش براي هميشه در تاريخ موسيقي دنيا جاويدان باقي بماند. وي در طول سال‌هاي كاري خود انواع تشويق‌نامه و ديپلم‌هاي افتخار كشوري و ملي، از مسئولان و مراكز هنري شوروي سابق دريافت نمود، از آن جمله « ديپلم افتخار بهترين هنرمند موسيقي تركمن در سال 1979 ميلادي، دپيلم افتخار دولتي مختومقلي در سال 1982 و عنوان ديپلم بهترين هنرمند دولتي شوروي سابق، در سال 1984 ميلادي.
استاد نوري حال محمدف، بيش از 40 اثر ماندگار براي پيانو ساخت كه هر يك از اين آثار بيانگر خلاقيت و توان كاري وي محسوب مي‌شود و هم اينك در مراكز هنري و دانشگاهي تركمنستان تدريس مي‌شود. از آثار سنفوني ماندگار و معروف وي عبارتند از: «تركمنستان»، «يادگاري براي قهرمانان جنگ بزرگ ميهني»، «دونالار»، «سرود اوكتابر» و غيره. آهنگ‌هاي جديد وي براي موسيقي شامل: «باغ دوستي»، «آواز دوتار» ، «براي تو»، «پرليو ديبالار»، «بالادا»، همچنين آهنگ‌‌ها و ترانه‌هايي برگرفته از اشعار مختومقلي، ملا نفس، كمينه، پارس آهنگ‌لري( آهنگ‌هاي فارسي) و چندين اثر ديگر مي‌باشد. وي در طول زندگي خود ده‌ها اثر خوب و ماندگار در رشته‌هاي مختلف موسيقي ساخت و به‌علاقمندان اين هنر تقديم كرد. اين استاد موسيقي در طول سال‌هاي عمر خود علاوه بر اين‌ها، چندين آهنگ براي فيلم‌هاي مشهور تركمنستان ساخته است، از جمله اين فيلم‌هاي سينمايي: «شوكور باغشي»، «آيغيتلي ادم»، «چول»، «ماغتيم قلي»، «كج پلك»، «سردار»، «جاباق‌لار»، «مقامينگ سيري»، «قايغي سيز آتابايف» و نيز چندين آهنگ و ترانه براي فيلم‌هاي كوتاه، مستند و كارتوني مي‌باشد.
نام و ياد «نوري حال محمدف» با اين آثاري كه از خود، در موسيقي تركمن، به‌جا گذاشته براي هميشه در حافظه تاريخ موسيقي جهان باقي خواهد ماند.

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت 3:49 | بازگـشـت |

Hojanepes


... وی در دوران دبیرستان با خان گلدی اونق همکلاس می شود. در نشستهای دوستانه ای که داشتند، خان گلدی با آکاردئون ساز می زد و جلال نیز به دقت به حرکات دست های وی نگاه می کرد. بدینگونه به آکاردئون علاقمند می شود و با تلاش وافر و راهنمائی های خان گلدی اونق توانست در مدت زمان کوتاهی آکاردئون را بنوازد. جلال خود می گوید: استادم در موسیقی خان گلدی ست و بعدها از یوسف دیبائی الگو گرفتم.

... وی از استادان بنام همچونِ زنده یاد خدر گلدیخانی، توانا، آنا کاکا، جمالی، وردی یار، طواق ندیمی، یعقوب گارمانچی، یوسف و احمد دیبائی و خان گلدی اونق به نیکی یاد می کند و از تلاش آنها در جهت بالابردن روحیه شادی و انبساط خاطر و آرامش جامعه سخن می گوید. ...

 مصاحبه استاد جلال سوقی با لطيف ايزدي خبرنگار هفته نامه "صحرا"

 آق قلا دیار شعر و هنر است. شاعران و هنرمندانی که با آثار خود شور و نشاط و طراوت را در جامعه دمیده اند و نقش برجسته ای در احیای فرهنگ و هنر موسیقی ترکمن دارند. یکی از این هنرمندان قدیمی شهرمان، جلال سوقی است.

در یکی از روزهای جمعه بهمن ماه ۱۳۸۷ به همراه دوستم عثمان اکرامی (مسئول سايت اولكأميز) در سالن غذاخوری سنتی جلال سوقی با وی به گفتگو می نشینیم.

مصاحبه ما با ساز آغاز می شود و با ساز و آواز به پایان میرسد. به این امید که بتوانیم هنرمندان خودرا قدر بداریم و ارج بنهيم. چرا که هنرمندان هرجامعه انسانهای شریف و با ارزشی هستند که بر پویائی و بالندگی و طراوت جوامع تأثیر مثبت و بسزائی می گذارند. همانگونه که گفته اند (هنر برتر از گوهر آمد پدید!).

جلال سوقی در یکی از روزهای سال ۱۳۳۸ شمسی در آق قلا چشم به جهان می گشاید. در سن ده سالگی پدرش تایماز ملا را از دست می دهد و درد یتیمی را می چشد و با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کند. آن روزها برایش سخت و طاقت فرسا می گذرد. یکسال پس از فوت پدر توسط دوستان برادرش لطیف سوقی به رادیو گرگان راه می یابد و مجری برنامه کودک (چاغالار برنامه سی) می شود. وی در این دوران استعداد والای هنری خودرا به ظهور می رساند.

دو سال در رادیو کار می کند. آن زمان رادیو مخاطبان بسیاری داشت و نقش عمده ای در رشد و اعتلای فرهنگ و ادبیات و هنر جامعه ایفا میکرد. 

وی مهارت لازم را در دوران مدرسه پیدا می کند. بعداز اخذ دیپلم مدرسه را رها می کند و در سال ۱۳۵۳  برای اولین بار به همراه زنده یاد حاجی سوقی در مجالس عروسی ترکمن صحرا به اجرای موسیقی با دف و آکاردئون می پردازد. جلال سپس به خوانندگی روی می آورد. از جمله اولین آثار او اجرای ۱۵ ترانه بصورت کاست در سال ۵۸ است که مورد استقبال شدید دوستداران موسیقی قرار می گیرد و تقریبا در اکثر مناطق ترکمنصحرا کاست وی توزیع می گردد.

جلال با علاقه شدیدی که به موسیقی سنتی داشت و با الگو گرفتن از خوانندگان بزرگی چون سخی جبار ، آنابردی آتدان، ... ترانه های سنتی را با آکاردئون اجرا می کرد که در نوع خود برای مشتاقان موسیقی بسیار جذاب بود. 

  وی بیش از سیصد ترانه ترکمنی را می نوازد و می خواند. ترانه های مختلفی چون اخلاقی، اجتماعی، عرفانی، دارند. ...

در سال ۶۲ - ۶۳ با حمایت شورای شهر مخصوصا وهاب یلمه و شهردار وقت (بابا آل هؤوز) مدیریت اجرای موسیقی را در سطح آق قلا بر عهده می گیرد و کلاسهای آموزش دوتار را با استفاده از استادان به مدت دو سال برگزار می کند که نواختن دوتار را به سی نفر از هنرجویان منطقه تعلیم می دهد.

به گفته خودش نام وی در کتاب ترکمن های جهان در قسمت هنر به عنوان یشکسوت و اولین آکاردئونیست استراده آق قلا به ثبت رسیده است که این را افتخاری بزرگ می داند.

جلال سوقی ترانه های ترکمن را به انواع زیر تقسیم میکند:

اول ترانه هائی که عاشقانه نامیده می شوند و منظور ترانه هائی که از عشق به زیبائی ها و طبیعت و عشق به خدا و اعضای خانواده و دوستان خوب است. در این نوع ترانه ها گاهی از دوری و هجران دوستان نیز صحبت می شود.

دوم  ترانه های اخلاقی و عرفانی که انسانها را به اخلاق و رفتار نیک دعوت می کند و بدی ها را دور می دارد.

سوم ترانه های مربوط به آئین سنتی که از زمانهای بسیار قدیم مانده و سینه به سینه نقل شده و تا به امروز رسیده است. مثل لاله ها، هودی ها، اوچ دپدی ها و امثالهم.

چهارم ترانه های کودکانه که در وصف ویژگی ها و حالات کودکان می باشد.

  جلال سوقی دنیای موسیقی را دنیائی شیرین و بسیار عجیب و جذاب می داند که قابل وصف نیستند. معدود نوازندگان و هنرمندانی هستند که وارد دنیای واقعی موسیقی می شوند. وی دوتار و کمانچه را یکی از متعالی ترین آلات موسیقی می داند. جلال می گوید: "زندگی با موسیقی شیرین است ما ناخودآگاه با موسیقی سر و کار داریم، موسیقی برگرفته شده از طبیعت است.".  وی در پایان سخنانش می گوید: "مسئولین هنرمندان را دریابند و آنها را حمایت کنند!".

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در جمعه نهم اسفند 1387 و ساعت 20:29 | بازگـشـت |

گچمیش لری ودورمشدا
نویسنده وتهیه کننده
: دلنواز

منبع: اولکأمــیـــز - آق قلا
موسیقی ترکمن وترکمن صحرای ایران نیز گذشته وحال دارد.
بقول پیش کسوت آق قلایی "جلال سوقی " که به من گفت : هیچگاه ما اکاردیون نوازها وخواننده های ارگ جاز را همپایه موسیقی اصیل ترکمن که با دوتار اجرا میشود قرار نده و با تواضع تمام بیان کرد که ما حتی خاک پای خلیفه بخشی ها "قزاق پنق " "نظرلی محجوبی " و دردی طریک نمی شویم.
باز با این حال بنده معتقدم که موسیقی اکاردیون و ارگ جاز نیز برای جوانان ما جذاب است.
حتی عکسهایی قدیمی هستند ( سالهای 1354 و 1356) که در شب عروسی جوانان بندر ترکمن با اکاردیون وتنبک ودایره مجلس ها را شاد وپربار می گذراندند.

نوازنده اکاردیون "اونق "و گوال زن" تاتارنژاد"

در ان زمان هنرمندان ترکمن اکاردیون نواز با مراوده با هنرمندان ترک بندر وگنبد آهنگ های اذری را هم بسیار در مجالس عروسی اجرا می کردند نمونه بارز آن رینگهای رقص علیزاده بود.
در سالهای بعد انقلاب، اکاردیون [وسیله ای که با دمیدن باد توسط حرکت دست چپ و نواختن کیبوردهای دست راست انجام می شد و غیر برقی بود بهمراه گوال ودایره دستی] کم کم جای خود را به دستگاه ارگ الکترونیکی داد که مانور روی آهنگ های ترکمنی را سهل تر و زیباتر می کرد. و همچنین تلویزیون عشق آباد نیز که تازه استقلال یافته بود با کنسرتهای موسیقی استاد هنرمندانی چون انه بردی آتدانف - آتابای چارقلی ف - آقیش صاپارف و کریم قربان عالیف سبب شدند تا خوانندگان ترکمن صحرا نیز قوی تر شوند و هم شنوندگان در عروسیها با اشتیاق بیشتری گوش فرا می دادند.

(عکسها از paianame)

طوری که نگارنده خود خاطره ای که از ان سالها دارم کودکی دبستانی بودم و وقتی به عروسی نسبت مان در امچلی رفته بودم
از بس در دور و اطراف اکاردیون عروسی جا نبود و من و همسن و سالهایم میخواستیم از نزدیک هنرنمایی هنرمندان ان شب را ببینیم که اخر در زیر طبلهای جاز کامل جا گرفتیم و گرچه نزدیک گوشمان جازیست با چوب خود بر طبلها می کوبید ولی احساس خوبی به ما و بچه ها دست میداد.
ولی امروزه با ایجاد شدن سرگرمیهای مفید و غیرمفید دور و بر هنرمندان خالیست. مراسم ان سالها در جاهایی اجرا میشد، که ایفون زدن و از در و دیوار خبری نبود خلاصه همه دعوت بودند. هنوز هم در گوشم هست آواز زیبای "گل اننام" حکیم عاشور محمدی که در سالهای 61-60 در آق قلا اجرا میکرد:

گل اندام گل اندام همه دردمه درمان
گل اندام گل اندام باشیم یولینگا قوربان

گل اندام گل اندام من سنی سوییان گل اندام
آینه باقیب قارایانگ قارا ساچینگ دارایانگ ...
در موقع خواندن اینا باقیب ... حکیم با ظرافت دستهایش را به علامت گرفتن اینه وشانه زدن حرکت می داد
.

ادامه دارد....

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 5:31 | بازگـشـت |
گفتگو با استاد فراهاني صنعتگر سازتركي چؤگؤر------ تهيه وتنظيم: علي اصغرجمراسي

Hojanepes


- استاد لطفاً خودتان را معرفي نماييد :

 من غلامرضافراهاني سال1334 در روستاي ترك زبان اورتگل (اورتا گؤل )از توابع بخش فراهان شهرستان تفرش بدنيا آمدم . ازهمان دوران نوجواني براي كسب وكار به تهران كوچ نمودم . در تهران براي مدت 20 سال به شغل قصابي مشغول بوم .

-از چه سالي به صنعت موسيقي روي آورديد؟ پس از آنكه احساس كردم در شغل قصابي  موفقيت چنداني كسب ندارم كم كم به فكر تغيير شغل افتادم از آنجا كه از كودكي به موسيقي علاقه داشتم ابتدا كنجكاو شدم تا بتوانم يك آلت موسيقي بسازم لذا براي اولين بار از يك سنتور ساختم .ازطرف دوستان ونوازندگان آن دوره تشويق شدم به همين سبب تا سال 1370 در تهران به ساخت سنتور مشغول شدم .

3- استاد از چه سالي به ساخت چؤگؤر يعني ساز مورد علاقه ترك هاي مركز ايران  مشغول شديد؟

در سال 1370 از تهران به قم مهاجرت نمودم چون بازار سنتور درقم رونق چنداني نداشت و باتوجه به حضور جمعيت عظيم ترك در شهرقم وشهرهاي اطراف آن كه نوازندگان ترك دراين خطه معمولاً از ساز چؤگؤر استفاده مي كنند بنده نيز از همان سال به ساخت ساز چؤگؤر در اين شهر مشغول شدم.

4- لطفاً مختصري از ساز چؤگؤر وفرق آن با قوپوز آزري بفرماييد؟

چؤگؤر سازي است كه متشكل از يازده قطعه (گلويه دسته و9 عدد گوشواره)با 12 پرده كه 9سيم دارد 4 سيم زيل و5 سيم بم.

فرق چؤگؤر با قوپوز در گلويه است.قوپوز فاقد گلويه مي باشد.وسه كوك دارد اما چؤگؤر 2 كوك دارد.

استاد مزيت سازهاي شما باساير سازهاي مشابه در چيست؟

كاسه چؤگؤر از درخت توت است كه بنده  آن چوبي كه براي ساخت كاسه در نظرمي گيرم 5 بار درآب مي جوشانم ومرتباً آب را عوض مي كنم وتمام سازهاي من از چوپ پخته ساخته مي شوند.

5- چه مشكلاتي داريد؟ در حال حاضر مهمترين مشكلي كه دارم آن است كه انجمن موسيقي مارا تحت پوشش خود قرارنمي دهد هيچ گونه حمايت مادي ومعنوي از آن ناحيه به ما نمي رسد. تقاضاي ما از انجمن آن است كه از اين صنعت حمايت نمايد وسازندگان آن را تحت پوشش خود قرار دهد تا بتوانند .از مزاياي بيمه و… استفاده نمايي.  

منبع: وبلاگ تورکی های خلج

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 10:6 | بازگـشـت |

Hojanepes

محمد گلدی گلدی نژاد ( اوغلان بخشی ) متولد 1372 در حال حاضر در دبیرستان متوسطه فراغی گنبد در پایه دوم و در رشته ریاضی فیزیک تحصیل می کند. از سن 6 سالگی به آموزش دوتار و خوانندگی نزد پدرش استاد ( عبدالغفار) پرداخت.با استعداد خدادادی و زحمات پدرش محمد گلدی توانست افتخاراتی را کسب کند که تا به حال در تاریخ قوم ترکمن ( ایران ) کسی به این افتخار نائل نشده است. ...

از اهم اجرا ها و افتخارات محمد گلدی( اوغلان بخشی ) به همراهی برادر بزرگش جیحون ( نوازنده دوتار ) و پدرش استاد عبدالغفار ( نوازنده کمانچه )  به نام گروه اوغلان بخشی شناخته می شوند .

سال 7/3/1381 اجرا در تالار اندیشه تهران .

سال 9/11/1381 در اجرای گرامیداشت اساتید موسیقی ترکمن صحرا در شهرستان ( بندر ترکمن ) به محمد گلدی که نه( 9) ساله بود از طرف اساتید موسیقی لقب اوغلان بخشی به معنی شخصی که در کودکی به مقام استادی ( بخشی ) رسیده است  داده شد .

سال 10/4/1382 اجرا در تالار اندیشه تهران (ققنوس 6) .

سال 2/5/1382 اجرا در ارگ بم کرمان قبل از زلزله در فیلم مشترک ایران ، تونس، و فرانسه به نام ( بابا بزرگ ) .

سال 5/9/1382 اجرا در آمفی تئاتر سوره اصفهان ( ققنوس 7 )

سال 3/3/1383 اجرا در هفتمین جشنواره دفاع مقدس در شیراز با کسب افتخار (رتبه اول خوانندگی) .

سال 27/10/1383 اجرا در ششمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان با کسب افتخار (رتبه اول و نماد معنوی جشنواره ).

سال 3/11/1383 اجرا در بیستمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در تهران و تقدیر از طرف ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران .

سال 26/1/1384 اجرا در (یادمان سهروردی ) دانشگاه تهران .

سال 1/6/1384 اجرا در دومین جشنواره موسیقی نوای قابوس در گنبد با کسب (رتبه اول خوانندگی) .

سال 28/8/1384 شرکت در تست مربیگری و دریافت مجوز هنر آموزی از خانه موسیقی تهران .

سال 25/10/1384 اجرا در بیست و یکمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در تالار فرهنگ سرای نیاوران تهران .

سال 29/6/1385 اجرا در اولین جشنواره استانی موسیقی ترکمن و کسب افتخار گروه برگزیده جشنواره بندر ترکمن .

سال 28/9/1385 اجرا در اولین جشنواره تولیدات هنری آموزشگاه های آزاد هنری کشور با کسب افتخار محمد گلدی (خواننده برتر ، هنرمند برتر  ).

سال 4/10/1385 اجرا در بیست و دومین جشنواره بین الملی موسیقی فجر بخش جوان تالار فارابی تهران .

سال 17/10/1385 اجرا با ارکستر کودکان ایران زمین در بیست و دومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر تئاتر شهر تهران .

سال 31/4/1386 لغایت 2/5/1386 به مدت سه شب اجرا با ارکستر کودکان ایران زمین در تالار وحدت تهران .

سال 26/8/1386 اجرا در دومین جشنواره آموزشگاه های آزاد هنری کشور و کسب افتخار
(آثار منتخب جشنواره) تالار وحدت تهران .

سال 8/10/1386 اجرا در بیست و سومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر که محمد گلدی با کسب افتخار (اعضای منتخب جشنواره) در تالار وحدت تهران .

سال 21/1/87 لغایت 11/1/87 شرکت در جشنواره ( آداب و سنن ترکمن های جهان ) به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران با شرکت کشور های ( ترکیه ، افغانستان ، تاجیکستان ، ازبکستان ) به دعوت کشور ترکمنستان که در عشق آباد برگزار شد .

سال 23/7/87 لغایت 16/7/87 ( هفتم تا چهاردهم اکتبر ) محمد گلدی منتخب شورای راهبردی موسیقی کشور به همراه پدرش عبدالغفار جهت شرکت در فستیوال خوانندگان و نوازندگان فولکوریک جهان  به کشور جمهوری چک ( پراگ ) با حمایت وزارت ارشاد ، مرکز موسیقی و انجمن موسیقی اعزام گردید . در این فستیوال محمد گلدی گلدی نژاد تنها نماینده ایران و آسیا از شش هزار ( 6000 ) متقاضی که 60 نفر به این فستیوال راه یافته بودند . به یاری پروردگار در سه شب اجرا در مسابقه توانست رتبه اول خوانندگی و نوازندگی فولکوریک جهان را کسب نماید . این فستیوال سه برگزیده داشت به ترتیب .

1- جمهوری اسلامی ایران .

2- روسـیـه

3- رومـانـی    

 

به قول ( اوغلان بخشی) تا به حال سه اتفاق مهم برایش پیش آمده است .

اولین اتفاق افتخار لقبی که اساتید موسیقی ترکمن به ایشان داده اند (اوغلان بخشی) که در طول تاریخ موسیقی ترکمن دومین و در صد سال اخیر اولین شخصی هستند که به این افتخار نائل شده است . دومین اتفاق دی ماه سال 1383که در کرمان رخ داده  که در شرح لوح چنین متنی نوشته بود ( هنرمند فرهیخته محمد گلدی گلدی نژاد رتبه اول و نماد معنوی جشنواره به تعبیر اتصال سنت قدیم به نسل جوان و حاضر . حضور شما را که از صاحبان سبک و لحن هستید و در  مقام استاد ایستاده اید  در جشنواره موسیقی نواحی ایران را گرامی میداریم . (محمد رضا درویشی دبیر ششمین جشنواره موسیقی نواحی ایران ، محمد حسین همافر  رئیس مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ).

و اما سومین اتفاق در مهرماه سال 1387 در فستیوال خوانندگان و نوازندگان فولکوریک جهان که در کشور جمهوری چک ( پراگ ) برگزار گردید . هیئت داوران به ایشان لقب ( سوپر سینگر ) ( خوانند برتر ) را دادند .

از وبلاگ اوغلان باغشی

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 11:8 | بازگـشـت |
ویکتور اوسپنسکی

 ویـکـتـور اوسـپـنـسـکـی
در امر جمع آوری و مطالعه میراث موسیقی ملت ترکمن، شخصیتهای مترقی روس از جمله، اتنوگراف موسیقی ویکتور اوسپنسکی ( 1949- 1879) و دوست نزدیک او ویکتور بلیایف ( 1968- 1888) نقش غیر قابل انکاری را در این بین ایفاء نمودند. نام اوسپنسکی و فعالیتهای ارزشمند وی برای بسیاری از مردم ترکمنهای خارج از ترکمنستان شوروی ناشناخته است. ناشناخته بودن نام اوسپنسکی در میان این ترکمنها خود معلول سیاستهای جانبدارانه ای است که از سوی حاکمیتهای وقت چه در گذشته و چه حال پیشبرده شده و میشود. غرض آنان از این امر تلاش برای تحقیر و ناچیز نشان دادن موسیقی ترکمنی و در نهایت مستحیل نمودن آن بوده است. پیشبرندگان این سیاست بخوبی بر موقعیت موسیقی خلقی ترکمنی و نقش و اهمیت آن در میان توده های ترکمن واقف بوده و در طول تاریخ شاهد بوده اند که در شرایط سخت زندگی توده ها و اجحافات حکام رنگارنگ بر آنان، موسیقی ترکمنی سلاح روحی نیرومندی برای پیکار علیه متجاوزین زمانه بشمار می آمده است. توده های ترکمن هنوز اقدام شجاعانه شکور باغشی را که برای آزادی برادرش با دوتار خود به دیار ایرانیان میرود از یاد نبرده اند. اما موسیقی ترکمنی از دوران شکور باغشی تا به امروز به دستاوردهای عظیمی نائل آمده و غنای بیشتری یافته است که در این بین تلاش و خدمات اوسپنسکی و دوست نزدیک وی بلیایف غیر قابل انکار است.

 

احمد مرادی
24 خرداد 1387

اولین محقق موسیقی ترکمنی

فرهنگ موسیقی غنی و خود ویژه ملت ترکمن، همچون موسیقی دیگر خلقهای شرق، در طول چندین قرن شکل گرفت و رشد یافت و از نسلی به نسل دیگر بمثابه یک سنت شفاهی منتقل گردید. در این یادگارهای فرهنگ موسیقی که تا زمان ما رسیده و مکاتب فلکلوریک و حرفه ای را در خود شامل گردانیده است، اندیشه ها و آرزوها، جهان بینی و تاریخ چندین ساله ملت ترکمن، شرایط ویژه زندگی دامداری و کشاورزی او انعکاس یافته است.
در دوران جهالت و بیسوادی مردم ترکمن، اساسا نمیتوانست سخنی در باره مطالعه میراث فرهنگی خلق مطرح باشد. در باره موسیقی ترکمنی تنها اطلاعات محدودی در شکل آثار دست نویسی که عمدتا دانشمندان و تاریخدانان شرقی و همچنین روسی و دانشمندان خارجی و سیاحان بدان پرداخته اند موجود بود. در این دوران از وجود نت در موسیقی ترکمن تقریبا خبری نبود. اطلاعات ناچیزی در قرن 19 میلادی در باره ترانه های خلقی ترکمنی در یادداشت ها و آثار آلیابییف، دوبروولسکی، کلنوسکی، پاشین، لیسکا و دیگران وجود دارد.
جمع آوری و امکان مطالعه میراث موسیقی ملت ترکمن تنها بدنبال اعتلای فرهنگی مردم ترکمن و ایجاد مراکز تحقیقاتی و موسیقی شناسی در ترکمنستان شوروی میسر گردید. ایجاد این مراکز امکان نیرومندی را برای مطالعه علمی میراث فرهنگی ملت ترکمن بوجود آورده و به جرئت میتوان گفت که بدون این مراکز امکان بهره برداری از سنن و تجارب موسیقی نسلهای گذشته و رشد آتی جوانب مترقی خلاقیت های موسیقی پیشینیان وجود نداشت.
اوسپنسکی در 31 ماه اوت 1879 در کالوگ بدنیا آمد. اما دیری نمی پاید که خانواده وی به شهر اوش (شهری در قیرقیزستان) نقل مکان میکند. اولین معلم موسیقی او پدرش بود که نواختن ویولون را بوی آموخت. پس از اتمام دوران متوسطه و خدمت نظام، در سال 1908 وارد کنسرواتور پطربورگ میگردد. وی در ایام اشتغال در کنسرواتور پطربورگ امکان آشنایی با موسیقیدانان برجسته ای چون لیادف، گلینکی، ریمسکی کورساکف، بورودین و دیگران را که در آثار خویش ریتمهای شرقی را نیز بکار میگرفتند می یابد. این امر عامل اصلی در ایجاد گرایش و جذب وی بسوی موسیقی خلقهای شرق بود. بهمین جهت پس از اتمام دوره کنسرواتوری و خدمت دوم نظام، در 20 نوامبر 1917 به او از سوی شورای کنسرواتوری پطربورگ مأموریت اعزام به قفقاز و ترکمنستان برای جمع آوری ترانه های محلی خلقی و مطالعه هنر موسیقی خلقی1 داده میشود. از این لحظه، مرحله نوینی در زندگی و فعالیتهای او که با کار علمی- تحقیقاتی و موسیقی شناسی و خلاقیتهای وی در ازبکستان و ترکمنستان مربوط است آغاز میگردد.
اوسپنسکی پس از مسافرت به تاشکند، پیرامون جمع آوری و مطالعه موسیقی فلکلوریک ازبکی و بر پایه آن، خلق آثار اصیل، کارهای زیادی را به انجام میرساند. علاوه بر آن، او به امر تربیت کادرهای موسیقی ملی و ترویج فرهنگ موسیقی خلقهای آسیای میانه توجه فراوانی مبذول میدارد. در سال 1918 بنا به ابتکار او در تاشکند، کنسرواتور خلقی ایجاد گردیده و در سال 1921 ، او کنسرتی را تحت عنوان « هنر گذشته خلقهای ترکستان » ترتیب میدهد. در سال 1923 او یکی از برجسته ترین آثار موسیقی خلقهای ازبک و تاجیک بنام « شاشما کوما » را به نت در می آورد.
در سالهای 1930- 1925، مجموعه فعالیتهای اوسپنسکی با موسیقی ترکمنی پیوند دارد. بنا به وظیفه ای که از سوی حاکمیت ترکمنستان شوروی بوی محول میگردد، او تحقیقات تاریخی خود را در مناطق مختلف ترکمنستان، پیرامون موسیقی ترکمنها آغاز میکند. اما باید خاطر نشان نمود که اولین آشنایی وی با موسیقی ترکمنی در سال 1921 و در هنگام تدارک کنسرت « هنر گذشته خلقهای ترکستان » که در آن اکثریت خلقهای منطقه چون ازبکها، تاجیکها، قیرقیزها، قزاقها و ترکمنها حضور داشتند بوده است.


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 8:32 | بازگـشـت |

اعظم رمضانی

فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسی 

منبع: نشریّه یاپراق 

 روايت داستانی «نبرد در قلعه ی گوک تپه» ماجرای زندگی پر فراز و فرود پيرمردی ترکمن به نام «ياش بخشی» است که در جريان زندگی خود ، با حوادث و مصائب گوناگونی چون هجوم ناجوانمردانه ی روسها به نواحی جنوب شرقی دريای خزر و کشتار بی رحمانه ی دوستان و هم وطنانش در قلعه ی گوک تپه مواجه شده است به همين جهت ، با گذشت سالها از آن واقعه ، همچنان به لحاظ روحی ملتهب و زخمی است و خاطرات دردناک و تاريک گذشته او را آزار می دهد. او بزرگ ايل خود و دوتارزن ماهری است که سالها در خصوص بازگويی رخدادهای مربوط به آن نبرد ، سکوت کرده است. اما اکنون در يک موقعيت هيجانی ويژه همچون عروسی پسرش «اورس گلدی» به مدد روح افشاگر موسيقی ، عاقبت پرده از زخم هايی که قلب و جان او را در بند کشيده اند ، برمی دارد و با نواختن سيم های نازک دوتارش ، تمامی عواطف و احساسات خود را در باره ی آن نبرد باز می نمايد. تمام ميمهانان و اطرافيان او ، با شنيدن نغمه های دوتار ياش بخشی ، در حيرت و سکوتی ژرف فرو می روند و رمان در حالی که «اورس گلدی» مشوش و رها شده از خود ، تحت تأثير دردهای پدر می گريد ، به اتمام می رسد. شخصت های ديگر اين رمان عبارتند از: ملامحمد ، باتيرخان ، نوربردی خان ، آدينه خان و ...


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:31 | بازگـشـت |
احمد مرادی
20 فروردین 1387

مئللی تأچ مراد
( نامی جاویدان در موسیقی ترکمنی )

مئللی تأچ مراد نوازنده و آهنگساز بزرگی است که هنر موسیقی ملی ملت ترکمن را در حد مقدسات خود گرامی داشته و برای کسب اصالت تاریخی و ارائه آن به خلق خود با تمام ظرافت و دلنشینی اش تمامی تجربیات حیات خود را صرف آن نموده است. این شخصیت انسان دوست و انسان پرور، سازهای ترکمنی را خیلی دوست میداشت، وی نه تنها به نواختن استادانه آهنگها بسنده نمیکرد، بلکه انتقال تمامی دانش و تجربیات خود به جوانان و پرورش آنها را وظیفه خود میدانست. او به گروههای بسیاری از جوانان رموز ظریف و سحر آمیز موسیقی ترکمنی را با روحیه ای خستگی ناپذیر آموزش میداد و برای دستیابی آنها به درجات عالی نوازندگی از هیچگونه حمایتی دریغ نمی ورزید....



جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 22:4 | بازگـشـت |

تا جائیکه یادم هست درسال ۱۳۵۸ - ۵۹ وقتی که جبّار اوّلین بار جهت امتحان صدا به نزدم آمد، خنجره پرتوان و قریحه پر ذوق او از آینده درخشان وی در اجرای آوازهای تخصصی، نوید میداد و این واقعه شگرف را ناخودآگاه برای او تبریک گفتم و در صورت ادامه فعّالیّتهایش موفقیّت وی را برایش بشارت دادم. جناب آقای جبّار یارعلی بعداز آن در خیلی از برنامه های هنری اینجانب حضور فعّال داشتند. تا جائیکه او را بعنوان مجری و گوینده برنامه ها انتخاب میکردم. چون علاوه بر خوانندگی در اجراء و گویندگی برنامه های هنری استعداد چشمگیری از وی مشاهده میکردم. با مشاهده مطلب زیر از ایشان وجد خاصی برایم دست داد که نتوانستم آنرا در وبلاگ دوتار نگذارم. اینجانب موفقیّت ایشان را از این به بعد هم بیش از پیش آرزومندم و امیدواریم باری دیگر در جوار هم برنامه های هنری را در خاک وطن ام به اجراء در آوریم. 

نویسنده وبلاگ "دوتــــار"

 

گزل صحرا – صحرای سبز ترکمن چهره های برجسته ای در دامان خود پرورده است که میراث های ماندگار و تاثیر گزار در زمینه های فرهنگی ، هنری ، اجتماعی و ... هستند . بدلیل مردمی بودن و در بین خودمان و نزدیک بودن این افراد ، ابعاد شخصیتی و تاثیر گذار آنها را فراموش می کنیم و به خودمانی بودن آن نظر داریم . یکی از برجستگان هنری ترکمن تعریف می کرد : شخصی تازه آشنا از قلم نویسنده و رمان او بی نهایت تعریف و تمجید می نمود و از اثر مثبت آن بر تمام وجود و زندگیش حرف می زد و آرزوی دیدار وی را داشت ، نویسنده پس از معرفی خود اینگونه تحویل گرفته می شود : « این امکان ندارد که نویسنده رمان شما باشید ، تو که دوست خود ما هستی ، نویسنده این رمان باید شخصیتی متمایز داشته باشد و ... » علت این گونه برخوردها ، ترکمن بودن ، خودمانی و بقول معروف خاکی بودن برجستگان ماست . در شناسایی افراد نام آشنای ترکمن صحرا این بار به سراغ گوینده توانای ترکمن ، جبار یارعلی رفتیم . وی در سال 1339 در محله قارقی سیمین شهر بدنیا آمد ، تحصیلات خود را در همان محله تا دیپلم ادامه داد اما بدلیل بضاعت کم خانواده مجبور شد کارگری کند و در دخل و خرج خانواده کمک حال باشد . علاقه وی به موسیقی و خوانندگی وا داشت تا در کنار گروه های موسیقی در محافل و عروسی ها فعالیت کند ، اما استعداد او به اینجا خلاصه نمی شد . حنجره و ذهن او توانایی های دیگرش را نیز بروز می داد و با حفظ اشعار قدما به بیان احساسی اشعار در محافال روی آورد و مورد تشویق و تعریف شنوندگان شد . ...

جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 21:58 | بازگـشـت |
دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۶

گنجشک ها هم می گفتند حاج قربان بنواز!


استاد حاج قربان سلیمانی تابستان 1381 منزل استاد

آدرس دقیقی نداشتیم فقط می دانستیم باید به روستای علی آباد قوچان برویم.پرسان پرسان در یک روز گرم تابستان ( سال هزار و سیصد و هشتاد و یک ) سر ظهر به اتفاق صدف به خانه ی استاد حاج قربان سلیمانی رسیدیم.
تا با استاد روبرو شدم ذوق زده و بی اختیار با او دست دادم و خم شدم که دست استاد را ببوسم در لحظه متوجه شدم استاد وضو گرفته و دستانش تا آرنج خیس است از این گستاخی خودم پشیمان شدم و فقط نگین انگشتر عقیقی که دستش بود را بوسیدم.
ساعاتی بعد به خواهر استاد گفتم من نباید این کار را می کردم به نظرتان با عذر خواهی کار را خراب تر نمی کنم؟ خواهرش خندید و گفت نـــــــــــه نگران نباش دست داداش را خیلی ها می بوسند او عادت دارد و شماها را جای اولاد خود می داند.
با آنکه بی خبر رفته بودیم اما استقبال گرم استاد و خانواده اش مانع از آن می شد که معذب باشیم.


جهت مطالعه ادامه مطلب کلیک کنـــید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 9:41 | بازگـشـت |
آرم فارابی در قزاقستان محمد طرحان ابن اوزلئق معروف به ابونصر فارابی از جمله نادر عارفانی است که آثار ارزشمند و روایات زیادی از او باقی مانده است. او در سال ۸۷۰ میلادی در واسیج یکی از روستاهای فاراب واقع در بین مرز ترکمنستان و ازبکستان کنونی می باشد، متولّد شده است. او تحصیلات خودرا در بغداد باتمام میرساند و تمام علوم ایّام خودرا فرا میگیرد. ... روایتی از او باقیست که او در بغداد نوعی از آلت موسیقی را از روی دوتار ابداع میکند و با آن در یکی از مجالس خلیفه بغداد در حضور او مقامی از مقامات ترکمنی را می نوازد که همه مدعوینی که در مجلس حضور داشتند بخواب فرو میروند. " او هیچ وقت دون ترکمنی (عبا) را از تن خود بیرون نیانداخته است. پوشش ترکمنی خودرا همیشه خفظ نموده است. فارابی دوتار را به دو نوع تقسیم بندی میکند که یکی دوتار خراسان نام دارد که همان دوتارهای کنونی ترکمنی است و دیگری دوتار بغداد می باشد که آنرا بدست خود در بغداد ابداع کرده است. در این رابطه وبلاگ فعال ترکمن مدیکال پژوهشی را ارائه داده است که قابل تعمق و مطالعه می باشد.  

یکی از تصاویر فارابی

آشنايی بيشتر با « فارابي » دانشمند ترکمن

 حقيقتي‌ هست‌ يكي‌ و يگانه‌ كه‌ چون‌ در ذّرات‌ آرميده‌ي‌ عناصر جاري‌ گردد، توازن‌ طبيعت‌ باشد، و چون‌ در نغمات‌ ايجاد شود، بعد باشد، و چون‌ در حركات‌ پديد آيد، وقار باشد، و چون‌ در السنه‌ مشاهده‌ شود، فصاحت‌ و بلاغت‌ باشد، و چون‌ در اندامها توليد شود، زيبايي‌ باشد، و چون‌ در قواي‌ ذهني‌ جلوه‌ كند، تعادل‌ باشد.» 

 فارابي‌ تركمن‌ بود و در عراق‌ تحصيل‌ كرد و با آنكه‌ شهرتش‌ بيشتر در فلسفه‌ بود، به‌ عنوان‌ يك‌ نظريّه‌پرداز در موسيقي‌ نيز پيشواي‌ همگان‌ محسوب‌ مي‌شد، و شهرتش‌ در اين‌ باره‌ به‌ ويژه‌ ناشي‌ از اثرش‌ بود كه‌ كتاب‌ الموسيقي‌ الكبير نام‌ داشت‌ و خود بزرگ‌ترين‌ اثر در باب‌ موسيقي‌ تا زمان‌ فارابي‌ بود. مي‌گويد تقريباً تمام‌ آثار يوناني‌ در زمينه‌ي‌ موسيقي‌ را پيش‌ از او به‌ عربي‌ برگردانده‌ بودند، و او بيشتر آنها را مطالعه‌ كرد، گو آنكه‌ از هيچ‌ يك‌ نامي‌ نمي‌برد. مگر از اثر تميستيوس‌ Themistius . فارابي‌ نوازنده‌ نيز بود، برخلاف‌ تميستيوس‌ كه‌ موسيقي‌ نمي‌نواخت‌؛ و هر چند بيشتر مباحث‌ نظريش‌ مبتني‌ بر آراء نويسندگان‌ يوناني‌ بود. با اين‌ همه‌ از جنبه‌ي‌ علمي‌ مطالب‌ اصيل‌ فراواني‌ را فراهم‌ آورد كه‌ در هيچ‌ جاي‌ ديگر يافت‌ نمي‌تواند شد، به‌ ويژه‌ در توصيفاتي‌ كه‌ از آلات‌ موسيقي‌ رايج‌ در ميان‌ اعراب‌ به‌ دست‌ داده‌ است‌. فارابي‌ در علوم‌ رياضي‌ فيزيك‌ احاطه‌ي‌ كامل‌ داشت‌، و لذا براي‌ ورود به‌ علم‌ نظري‌ از هر لحاظ‌ مجهّز بود. گرچه‌ علم‌ خود را به‌ يونانيان‌ مديون‌ بود، ولي‌ خطاهاي‌ آنان‌ را تكرار نكرد، و نپذيرفت‌ كه‌ صدا در آب‌ به‌ درجه‌اي‌ كمتر از صدا در هوا شنيده‌ مي‌شود؛ نيز اين‌ قول‌ ارسطو را هم‌ نپذيرفت‌ كه‌ پشم‌ چون‌ بر آن‌ ضربه‌ وارد آورند صدا پديد نمي‌آورد؛ به‌ همين‌ منوال‌ اين‌ لغزش‌ نيكوماخوس‌ را هم‌ تكرار نكرد كه‌ بگويد فيثاغورس‌ ملايمت‌ consonance را از رهگذر سنجش‌ سنگيني‌ چكّشهاي‌ آهنگر كشف‌ كرد؛ و اين‌ افسانه‌اي‌ بود كه‌ گودنتيوس‌ Gaudentius و بوئتيوس‌ Boethius هم‌ آن‌ را تكرار كرده‌ بودند. تحليلي‌ كه‌ او از تأثير موسيقي‌ به‌ دست‌ مي‌دهد، هم‌ يونانيان‌ را وهم‌ كندي‌ را به‌ كلّي‌ پشت‌ سر مي‌نهد، همان‌گونه‌ كه‌ از فيلسوفي‌ طبيعي‌ چون‌ او چنين‌ انتظاري‌ هم‌ مي‌رود. 

منبع : کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت

جهت خواندن متن کامل به اینجا کلیک نمائید

لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 6:33 | بازگـشـت |
استاد حاج عثمان محمد پرست، فرزند دین محمد، ملقب به عثمان خوافی، از نوازندگان چیره دست "دوتار" است که در بداهه، پنجه ای غرورآفرین و یگانه دارد. استاد حاج عثمان محمد پرست" در سال 1307 ه . ش در بخش رود خواف از شهرهای جنوب شرقی استان خراسان در حاشیه کویر به دنیا آمد . وی از طایفه "بای" که طایفه ای دامدار و چادرنشین هستند ، می باشد.
استاد محمد پرست درباره شروع فعالیت های خود در عرصه موسیقی می گوید : از دوازده یا سیزده سالگی با دوتار هم نواز شدم و روزها و شب ها بعد از فراغت از کار که جوهر هر مرد خوافی است، به سماع روحانی با خویشتن خویش می پرداختم و هیچ گاه استادی در این زمینه نداشتم .
وی می افزاید : دو تار یعنی عشق ، "دوتار"، ساز آرام و ملایمی است که هم نوازنده را آرامش می دهد و هم مردمی را که علاقمند به این ساز هستند استاد عثمان محمد پرست، در خصوص منشاء "دوتار" نوازی می گوید : خاستگاه "دوتار" سه شهر خواف ، تایباد و تربت جام است که بیشتر آهنگ های فارسی و محلی می پردازند و بعد از آن هم در قوچان ، شیروان و بجنورد "دوتار" رایج است که با آن آهنگ های کردی و ترکی می زدند ، از آنجا هم به ترکمن ها در گنبد کاووس رسید که با "دوتار" آهنگ های ترکمنی می نواختند .این استاد موسیقی مقامی، به کشورهای بسیاری مانند امریکا ، آلمان ،فرانسه و کره شمالی دعوت شد، اما نرفت .
وی در این باره می گوید : من به اجرای برنامه در یک کشور دیگر افتخار نمی کنم ، بیشتر دوست دارم در خدمت مردم عزیزم باشم اما به دلایلی به دو کشور سوریه و ژاپن سفرهایی داشتم .
استاد محمد پرست آثار مطرح و معروفی دارد که مطرح ترین آنها ، مقام نوایی از اشعار طبیب اصفهانی می باشد که با پنجه سحرآمیزش از چاوشی و سرحدی گرفته تا دیگر مقام های این دیار، اجراهای گوناگونی را درعین وحدت آفریده است که هر کدام حال و هوای خاص خاصه داشته و شنیدن آنها هم حال وهوای خاصی را می طلبد .وی در خصوص دیگر فعالیت های هنری اش می گوید : برای شروع فیلم " فردا " که کار مشترکی بین ایران و ژاپن بود، به ژاپن سفر کردم و در آن به ایفای نقش اصلی پرداختم و در فیلم های " در غبار نور" و " زیر سلطه من آیید " و " سفر " شرکت کردم که در آنها قطعاتی از "دوتار" می نوازم .

استاد حاج عثمان محمد پرست در جامعه یاوری فرهنگی جنوب خراسان که جامعه ای متشکل از خیرین می باشد، نقش بسزایی ایفا کرده است، این جامعه بالغ بر 170 مدرسه درشهرهایی مثل نهبندان ،قائن ، بیرجند ، تایباد ، سرخس ، چناران ، خواف و.... بنا کرده و خدماتی از قبیل برق رسانی و خرید خودرو و ... در این جامعه داشته است
استاد عثمان محمد پرست ، 6پسر و 3 دختر دارد که همه دوستار هنرند، اما به امر پدر خود، به فراگیری موسیقی به طور جدی نپرداختند

منبع: سنترال کلوب
لینک ثابت نوشته شده توسط دوتار در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 22:18 | بازگـشـت |

سرود ملّي - فرهنگي عکس متحرّک و جالب

رقصهای ترکی
Oyun hawalary – اویون راقصلاری
افسانه ی مــوسـیقـی 

رقص فلک

رقص هندی
I love you