|
بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار
ایام به کامتان و سلامتیتان برقرار باد كلوب تركمن های مقیم تهرون ( سال نو مبارك ) در دهکده کوچک ولی گلوبال امروز تکنولوژی و فناوریهای اطلاع رسانی تا بدانجا پیشرفته است که در یک ثانیه میتوان تا هرچند اطلاعات و اخبار را به دورترین نقاط دنیا رسانید. بشریّت امروز بنا به اقتضای جامعه آگاه بشری، در عین پیشرفت در تکنولوژی که نتیجه آن افزایش فرایند فکری می باشد، به تعهدات اجتماعی خود نیز آگاه است. در این راستا رسانه های گروهی بویژه اینترنت از جمله ابزاری هستند که در عرصه اطلاع رسانی و رشد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بکار گرفته میشود. در کاربرد این ابزار از اصول و قواعدی پیروی میشود که هرکس بنا به وظیفه اجتمای، فرهنگی و ملی خود پایبند بدان می باشد. یکی از اصولهای اولیّه آن پایبندی و پیروی از امانتداری در بهره برداری از اطلاعات ماخذی می باشد که در صورت کپی برداری یا درج مطلبی یا موادی از اطلاعات در وبلاگ یا وبسایتهای خود مبادرت به درج منبع می نمایند. در پیروی از این اصول اولیّه در بعضی از سایتهای ترکمنی و اشخاص سودجو و غیر مسئول خواسته یا ناخواسته عدول میشود. در مورخه بیست و دوّم آذر اینجانب گرداننده وبلاگ دوتار مطلبی با عنوان " محمد طا رحان ابن اوزلئق (ابو نصر فارابی) عارفی که دوتارنواز بود " با استناد و لینک به وبلاگهای " ترکمن مدیکال " و " کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت " به ضمیمه مقدمه و چندتا از تصاویر این عارف نامدار درج نموده بودم. این مطلب را سایت " انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد " از وبلاگ دوتار به سایت مذکور انتقال داده است. خوب، کار خوبی است، ولی با کمال تعجّب مشاهده نمودم که هیچگونه اشاره ای به وبلاگ "دوتار" نشده است!!! این عمل گردانندگان سایت مارا بیاد مثلی ترکمنی می اندازد که : " مرغ نازنین قدقدش را در خونه من میکند، تخم اش را در منزل همسایه می گذارد!". اگر نمی خواستید به منبعی بنام " دوتار" لینک بدهید یا اشاره کنید، پس چرا از منبع اصلی آن که " کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت" است، مستقیماً انتقال ندادید. اگر دوست داشتید با مقدمه چینی و عکس و تصاویر وبلاگ دوتار در سایتتان بگذارید، پس چرا وبلاگ دوتار را لینک ندادید!!!؟ این اعمال مشکوک و بی اعتنائی به ابتکارات دیگران چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ مگر اینکه این برداشت را بکنیم که حداکثر درک میراث داران فرهنگ ملی مان در عین تاراج، هرج و مرج در اطلاع رسانی، عدم احساس مسئولیّت در امانتداری می باشد. متاسّفانه این فرهنگ در حال حاضر در ایران دربین اقشار مردم روبه رشد است. مطلب دوّم، در معرفی اثر نویسنده ترکمن جناب آقای عبدالرحمن اونق بود که اینجانب آنرا با تغییراتی در متن معرفی کتاب که نسخه اصلی آن در سایت "سوره مهر" درج شده بود، می باشد. از آنجائیکه نگرش نویسنده سایت سوره مهر به تاریخ ترکمن همراه با تحریف و اشتباه محض بود، بنده آنرا با تلخیصاتی در وبلاگ "مقصد" درج نمودم. همچنین این مطالب را نیز گردانندگان سایت " انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد" بدون درج منبع انتقال به سایت، کپی برداری نموده اند و سایت " سوره مهر" را لینک داده اند. اگر خوانندگان محترم این دو متن را مقایسه کنند، متوجه تفاوت متن موجود در وبلاگ مـقـصـد با متنی که در وبسایت "سوره مهر" درج شده است، میشوند. چرا گردانندگان سایت " انجمن فرهنگی شعر و ادب میراث گنبد" منبع برداشت کپی را که وبلاگ "مقصد" می باشد، اشاره ننموده اند!!؟؟ ... مطلب سوم مربوط به سایت " ترکمنصحرا مدیا " می باشد. چنانکه همه میدانند کپی متن فایلهای پی دی اف را مستقیماً نمیتوان به بخش وورد ادیتر پاست نمود. از این جهت برای درج چنین منابعی یا آدرس پی دی اف آنرا مستقیما هایپرلینک نمود، یا اینکه بسته به حجم متن مورد نظر در فایل پی دی اف، باید بر روی وورد جداگانه ای تایپ کرد که این کار مستلزم نشستن و تایپ کردن متن پی دی اف می باشد که صرف وقت زیادی را باید باین مسئله مصروف نمود. یکی از این متنهای پی دی اف را که نویسنده آن از اهالی خوجه نفس میباشد، با عنوان " کافی نت شکّان" از: حوجه دردی کر در سایت مربوط به نشریّه "صحرا" گذاشته شده بود و بنده آنرا تایپ نموده و به نقل از منبع اصلی آن که مربوط به "نشریه صحرا" می باشد، در وبلاگ خوجه نفس گذاشتم. متعاقب آن سایت " ترکمنصحرا مدیا" متنی را که در وبلاگ خوجه نفس درج شده بود، مستقیماً کپی برداری و به سایتشان انتقال میدهند. ولی متاسّفانه هیچگونه نامی یا لینکی از وبلاگ خوجه نفس برده نمیشود!!!؟؟ این در حالیست که نویسنده این متن خود از اهالی خوجه نفس میباشد. حال آنکه بنده آنرا همراه با لینک نشریّه صحرا ارائه نمودم. این عمل گردانندگان سایت ترکمنصحرا مدیا چه مفهومی میتواند داشته باشد!!؟؟ و ملتمان از این افراد چه انتظاری باید داشته باشند؟ در حالیکه ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده است!. اشتباه دیگر از جانب شخصی بنام قلجایی از گنبد در سایت " جمعیّت ترکمنان مقیم تهران" با عنوان(نسخه «Orginal» ....) «درباره دوتار» انجام گرفته است! یکی از کارهای بنده در وبلاگ دوتار گنجانیدن ترجمه و تلخیص کتابی از َع. احمداف و ع. ساپاراف با عنوان "دوتارئنگ اوازی، خلقئمئنگ سازی"می باشد که آنرا در سال 1990 - 92 در عشق آباد کار کرده بودم و از جمله منابعی می باشد که بنده آنرا در بخش موسیقی ترکمنی کار علمی ام در دوره نامزدی علوم مورد مأخذ قرار دادم. مطالب این کتاب که آماده چاپ می باشد، بصورت دنباله دار در وبلاگ " دوتار" گنجانیده میشود که نویسنده اصلی آن همان ع. احمداف می باشد. مطالبی که در مقاله "درباره دوتار" ارائه شده درست کپی مقدمه ای است که بنده آنرا در وبلاگ دوتار گذاشتم. و شخصی بنام قلجائی آنرا از نام خود به سایت "جمعیّت ترکمنان مقیم تهران" میدهد و گردانندگان این سایت هم بدون تحقیق در این باره آن مقاله را با نام قلجائی ارائه میدهند!!! یا جلُ الخالق!. ...
دوستی با عنوان "آچـءـق یـول" پیام خوبی ارسال داشته اند که قابل تعمّق است. ملّت ترکمن یک تاریخ ۴-۵ هزار ساله دارد. مبداء تاریخ ما تا جائیکه به نوشتارهای سنگی می رسد مربوط به دوره بیلگه قاغان است که سنگ بیشته های اورحون ینئ سئ و ... سند ارزنده ای اشت که قدمت آن تا ۳۰۰۰ سال میرسد. قدر مسلّم آن است که در طول این تاریخ دراز این ملّت تمدّنهای زیادی را ایجاد و از خود بیادگار گذاشته است که تاریخ بر آن گواه است. موسیقی نو بهر حال پویاست و جاری. امّا حفظ موسیقی اصیل و بیادگار گذاشتن آن در ذهن نسل آینده این ملّت چیزی است که از نابودی آن جلوگیری میکند. در واقع حفظ ریشه ائی موسیقی ملّی تهیّه کردن آن بصورت نوشتاری و مضبوط می باشد که در اینصورت ماندگار می شود. بهرحال از نظرات ارزنده ای که ارسال داشته اید بسیار متشکّریم.
نظرات ارسالی آچئق یول سلام دوست عزیز خسته نباشی من مدتی در ترکیه زندگی کردم . بعد از مدتی متوجه شدم مردم ترکیه خیلی کم از قرص سر درد و یا قرص های اعصاب استفاده میکنند . سر کار هم به موسیقی گوش میدهند . به موسیقی هم خیلی علاقه دارند . خلاصه خیلی پی گیر این مسئله شدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم : مردمی که به موزیک های شاد گوش میکنند به همان اندازه هم روحیه شان شاد است . مردمی هم موسیقی غمگین گوش میکنند مثل : فارسها و ترکمنها به همان اندازه روح غمگین و در و داغون دارند. حالا شاید موسیقی ترکمنی با فارسی تفاوت بنیادی داشته باشد . اما اگر ترانه های فارسی را گوش کنید . میبینید که غم و ناراحتی از موسیقی اش به گوش میرسد و تشویق به ناامیدی میکند . البته مجموعه گفته های من به این معنا نیست که موسیقی سنتی را به کلی رها کنیم چون خود ترک ها هم موسیقی سنتی و اصیل دارند .که از معروفترین و معتبرتربن موسیقی های اصیل در جهان است . اما شما که فرد علاقه مندی به موسیقی ترکمنی هستید . دنبال مدرنیسم باش و سعی کن تحولی بنیادیی در موسیقی ترکمنی ایجاد کنی . |
|